تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4459

مساهمون:

ص٤٤٥٩
بپيچيم ، تا كى از خوش‌آمد يا بدآمد افرادى ملاحظه نمائيم . خرابى ايران به درجه‌اى رسيده كه اين گفتنها و نوشتنها يكى از هزارش محسوب نمىشود . پس از اين شرح مىخواهد باز به همان دلايل كه اول ذكر كرد ثابت نمايد كه خودمان آباد بايد بكنيم و منتظر شخص فوق العاده بايد بود . ( الى آخر مقاله )

كبك‌گيرى

چهارشنبه 26 ربيع الثانى ، يازدهم حوت - از يكشنبه هشتم حوت شروع به آمدن برف كرده و تا امروز به قدر سه چارك بلكه در سمت نسا يك ذرغ برف به زمين نشسته . مجددا همه‌جا و همه‌چيز يخ بست . گدوكها در اين نزديكى عيد مسدود شد . اما كبكها به واسطهء خوشى مدت گذشته تر دماغ [ اند ] و هرچه زواركيها و نوكرها پائين و بالا دويدند و به اصطلاح خودشان « جىرا » و « جورا » شدند ، جز چند دانه نگرفتند . اما حال خودم چند روز است مقارن ظهر سمت چپ سرم درد مىگيرد و تا غروب درد باقى است . گنه گنه و آسپرين هم خوردم و خوب نشده است . طول اقامت الموت اصلا مرا كسل و خسته و پير كرده . خصوصا امسال كه خيلى هم افسرده‌تر شده‌ام . طورى كه هيچ ميل ندارم از اطاق و اندرون و زير كرسى پا به خارج بگذارم . يك حيدر قلى خان هم كه هم‌صحبت و مونس من بود آن هم كه مرحوم شد . پس باهم برويم به سراغ روزنامه و از شدت بيكارى مشغول تحرير يك آرتيكل « رعد » شويم :

مطبوعات خارجه راجع به ايران مقالهء تفليسكى ليتوگ

ايران كنونى

يكى از ديپلوماتهائى كه اخيرا به اينجا ورود نموده است در صحبت با همكار ما راجع به اوضاع ايران اين‌طور حكايت كرد . من سالهاى سال است كه ملت ايران را مىشناسم و از صميم قلب تأسف مىخورم كه دامان ملت مشار اليه هم گرفتار پنجهء ماجراجويانهء آلمان شد . حركات هيجان‌آميز و مخالفتى كه فعلا در ايران بر عليه ما و متفقين ما انگليسها در كار جريان است چندان قابل ملاحظه و حائز اهميت نيست ، زيرا كه حكومت ايران تاكنون قشون منظم دائمى كه بتواند بر عليه ما به كار برد نداشته و نخواهد داشت . تشكيل يك اردوى محارب در ايران از ممتنعات است و آلمان هرقدر در اين راه جديت و جان‌فشانى كند ، هر مقدار طلا و ماشين آلات و ادوات جنگى هم به ايران حمل نمايد باز به مقصود خويش نايل نگشته ثمره و نتيجه‌اى را بهره‌مند نخواهد شد .