تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4458

مساهمون:

ص٤٤٥٨
ديگران است . من هيچ معتقد به اين فلسفه نيستم . خرابى و آبادى را هميشه از خودمان مىدانم . چنانچه اگر بىانصافى نكنيم ، اگر خودپسندى را كنار بگذاريم اگر « دماگوژى » را مسلك خود قرار ندهيم تصديق مىكنيم كه پس از خرابيهاى ادوار ماضيه و گشادبازيهاى رجال خودپسند دربارهاى مستبد ايران چون به دورهء مشروطيت هم قدم گذاشت از ساعت اول و دقيقهء اول افراد ملت و آحاد هيئت دولت دست به‌هم داده در خرابى و انهدام ايران كوشا و جاهد بوده‌ايم . كدام قسمت تاريخى اين چند سال را تكرار كنم ، كدام موقع مهم را ذكر كنم كه يك از يك بدتر و ناگوارتر بوده . تندرويهاى دوره‌هاى اول مشروطيت ، بروز احساسات برضد دولت تا واقعهء بمباردمان مجلس مقدس ، اقدامات دولت برضد ملت و مملكت ، محاصرهء تبريز ، كشمكشهاى تا آخر عصر محمّد على شاه ، تحصن پادشاه وقت به سفارت همسايه ، عمليات اوليهء هيئت مديره و مردم‌آزاريها ، شلنگ اندازيهاى دورهء دوم ، تروربازى و آدم‌كشيها و آن اختيارات نامحدود ملت ، انقلابات اطراف ، لشكركشيهاى سالار الدوله و محمّد على شاه و گرويدن به آنان تا خرابى و غارت چندين شهر ايران ، غفلتهاى مجلسيان ، بىفكريهاى دولتيان ، لجاجتها و دسته‌بنديها ، مسلك‌بازيهاى بىاساس ، تجزيهء دست چپ و دست راست ، جلب مستشاران ماليه و عدليه و داخله و آن همه خسارات وارده ، مداخلات مستشاران در پلتيك و سياست تا درجهء به التيماتوم 1911 ، انحلال قشون ايران ، كودتاى 1330 و بالجمله سه سال در فترت و مذلت ، خرابى ماليهء ايران و ديكتاتورى بلژيكيها . آه آه . . . « هان بگويم يا فرو بندم نفس . » داستان انتخاب دورهء سوم ، آن فداكاريها و مخارجات بىاساس ، آن پارتىبازيها ، آن دسته‌بنديها ، آن رأى فروشيها ، آن نمايشها ، آن غرض‌ورزيها ، آن غالبيت و مغلوبيتها ، آن ائتلافهاى بىحقيقت ، آن تمايلات مفتامفت ، آن تنفرات بىفكرانه ، اتكاء هر دسته به يك رئيس الوزراء و مخالفت با دستهء ديگر ، خنثى نمودن قواى هر هيئت دولتى را به منافع خود و مخالفت ديگران ، استيضاح بىموقع و بروز اغراض تا درجهء سوق مملكت به خرابى و ويرانى ، جلب وقايع اخير مركز با دست و عمليات خود ، انحلال غير رسمانهء مجلس مقدس به همت عده‌اى از نمايندگان از خائنان از طرف شخص اول مملكت تا بلوغ به منتهاى خرابى ، تعجيل در جنگ و زد و خوردهاى غيررسمى ، گشودن مشت بستهء ايرانى در ظهور رولسيون و هيجان ملى . هرآنچه تاكنون شده تمام را به غلط رفته و ناشى از بىعلمى و جهالت و خودپسندى خودمان مىدانم و بس . پس تا كى ناگفته گذاريم ، تا كى به گفتهء آن وكيل خردمند در لفافه