تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4417

مساهمون:

ص٤٤١٧
را كه آقايان هم مسلكان شما برپا كرده‌اند براى من بنويسيد چه چيز است ، ملتى است يا دولتى . در صورتى كه در هيچ‌يك از ممالك روى زمين چنين چيزى نمىشود كه دولت بدون ميل ملت جنگ كند ، يا ملت بدون رضاى دولت داخل محاربه با خصم خارجى بشود ( حالا ما ايران را مستثنى مىكنيم از ساير دول ) . مىگويند ملتى است ، يعنى بواسطهء افعال دولت ، بىعرضگى دولت ، رشوه خوارى دولت ملت به ستوه آمده و پشت پا به آنها زده خود اقدام به آزادى و استقلال خود نموده . يا دولت بنابر مصالح بىشمار و منافع عمومى بواسطهء بىعلمى ملت مثل سابق بدون رضاى مردم اقدام به مخاصمه نموده است ؟ اگر بگوئيد شق اول است واضح دروغ گفته‌ايد زيرا عموم ملت همچو اقدامى و همچو اعلانى و همچو اظهارى نكرده . شاهد اين مدعا آذربايجان است . خراسان و سيستان است . استرآباد و مازندران و كل ماوراى بحر خزر است . حتى پايتخت كه طهران باشد كه نمىبايست در جنگ عمومى ملتى با وجود نفوذ اجانب سكوت اختيار كرده و از كشتن و غارت شدن و داخل محاربه شدن بيم و انديشه داشته باشند . پس به اين جهات ملتى نيست . مىگوئيد دولتى است كه محققا همچو چيزى نيست و دولت ما تا امروز اعلان جنگ به هيچ دولتى نكرده ، بلكه متصل بيطرفى خود را اعلام مىدارد . شقّ ثالثى هم مىشود فرض كرد كه بگوئيد دولت آلمان و اطريش ، هنگرى و عثمانى براى رضاى خدا مىخواهند ما را از چنگ اسارت و قيموميت روس و انگليس نجات بدهند . اگرچه اين مسئله باورنكردنى نيست زيرا الان خودشان مشغول پايمال كردن دول مستقله هستند و اگر راست مىگويند بلژيك را به آن روز نمىانداختند ، صرب را ويران نمىكردند . بالاخره يك آزادى به ملت پولند مىدادند . لكن محض خاطر شما و هم مسلكانتان باور مىكنم و مىگويم انشاء اللّه راست است . اما با وصف آن بسى ايراد وارد است . اولا اين حرف را كى گفته ، يك نفر سفير يا يك نفر مبلغ آلمانى با يك دكتر . حرف اين‌چنين اشخاص را نبايد بدون وثيقه ، بدون سند ، بدون نوشته و اطمينان كلى معتقد گرديد و بناى جنگ را با دو همسايهء قوى پنجه گذاشت كه مملكتى مثل هندوستان را با چهارصد كرور نفوس در يد اقتدار خود نگاه داشته و اگر يك روز امتعه و مال التجارهء آنها به ما نرسد يا چند روز بانك اسكناس خود را برندارد ، ايران زير و زبر مىشود . اگر چنين چيزى هم بود مىبايست پس از گرفتن وثيقه و اطمينان منتظر ورود قشون و مهمات و قورخانه و اسلحه و پول شد . آن‌وقت يك اقدام عاقلانهء عمومى كرد . نه اين‌كه به هيچ و پوچ به حرف يك نفر دكتر يا مبلّغ و الفاظ خالى از صحت ، داخل يك چنين امر عظيمى شد و مملكت را دچار هرج‌ومرج ، قتل و غارت كرد . اگر عثمانى و بلغار داخل جنگ شدند