شيكاى عالم را شلوغ ديده آنچه ممكن شده از ماليات نقد و جنس پارسال و امسال را گرفتهام و قصد دارم آنچه از اموال من به سرقت رفته اقلا از اين پول بردارم . حاجى افخم الدوله براى عروسى دخترش مينو خانم دويست تومان از من قرض خواسته بود من هم يكصد تومان بلاعوض روانه كردم ، اگر اسمعيل برود و به موقع برات كند . در ذيل رقعهء ايشان به شعاع الدين ميرزا نوشتم من ، شما و افخم الدوله را از مقدسين مىدانستم حالا مىبينم به اين خونريزيها متمايل هستيد و شاهنامه مىخوانى .
كشتن هزار روس
در سلطان بلاغ هزار نفر روس كشته شد . آخر فشنگ مجاهدين تمام شد فرار كردند .
اولا ايران را به خونبهاى همين هزارها كه كشته مىشود پاك مالك مىشوند . ثانى جنگ امروز هزار قسم اسباب و ادوات جنگ و ترتيب آذوقه و غيره لازم دارد . آن پدرسوختههائى كه تهيهء يكى از آن هزار كه فشنگ باشد نديده بودند و نداشتند در گردنهء سلطان بلاغ چه گه مىخوردند كه آبروى دولت و ملت ايران را به باد بدهند . ساير لوازمات پيشكش آنها . پس بهجاى شاهنامه خوانى بهتر اين است مرثيهخوانى كنيد آقاى مكرم .
نامه به فرخ ميرزا دربارهء وطن
به فرخ ميرزا شرح مفصلى نوشتم ، بد نيست در اينجا نوشته شود . از هيچ كابينه تعريف نكنيد ، از هيچ كابينه تكذيب . امروز اگر ابوذر جمهر ، خواجه نصير طوسى ، صاحب بن عباد ، بو على سينا ، خواجه نظام الملك ، بيزمارك ، گلادستون وزير ما باشند و در تحت لواى سيروس كبير ، خسرو پرويز ، شاه عباس اول ، نادر شاه افشار ، آقا محمّد خان قاجار ، گيوم ، ويكتوريا بخواهند ايران را امن و امان كنند غير ممكن است ( اگرچه سركار و الا تاريخ نمىدانيد و شايد جز بيزمارك و گيوم سايرين را نشناسيد ) براى آنكه آنوقت ايران مال ايرانى بود و اگر صد هزار نفر را براى امنيت مملكت براى آسايش عموم به دار مىزدند ، يا كرورها بخشش و مخارج لازم مىكردند از احدى صدا در نمىآمد .
فضولباشى نبود . سفارت نبود . قونسلگرى نبود . اما امروز از هر سرى صدائى بيرون مىآيد . نه اعتنا به مجلس دارند نه اختيار به دولت مىدهند . پناهگاه هم براى مقصر و خائن بسيار است . پس شما بهتر اين است براى همچو دولتى ، همچو ملتى ، همچو مملكتى خون جگر نخوريد و سنگ به سينه نزنيد ، جامهء فراق چاك نكنيد . به عقيدهء امين الدوله باشيد . امورات و مقدرات را به طبيعت واگذار كنيد . من مايلم اسم اين جنگ