جنگ برازجان
در ايران . برازجان جنگ است و متصل از شيراز و حوالى شيراز مجاهد مىرود .
حاجى شيخ جعفر مجتهد شيراز هم به آنجا رفته . مىنويسند خيلى از قشون انگليس كشته شده . ژاندارمهاى برازجان هم از بابت نرسيدن حقوق به صاحبمنصبان شوريده تفنگ و فشنگ و اسبها را برداشته در احمدى ملحق به مجاهدين شدهاند . انگليسها هم گويا خيلى از مجاهدين [ را ] كشته باشند . بعضى از تجار و مردم بوشهر را هم توقيف كردهاند . از برازجان به شيراز تلگراف مىكنند شما هم قنسول انگليس و اتباع او را گرفته حبس كنيد . غلامعلى خان نواب و يس قونسل انگليس را هم در شيراز به قتل رسانيدهاند .
لرستان
اما حكايت لرستان . نظام السلطنه اردو زده بود به خرمآباد برود الوار به قدر چهار پنج هزار نفر ريختند همه را غارت كردند و آدم زياد كشته شد . كاپيتان سوئدى از شهر ژاندارم و توپ مىبرد ، به زحمت خود نظام السلطنه را نجات مىدهد . در يك تنگه هم اردوى ژاندارم بوده الوار لباس ژاندارمرى پوشيده و به اين خدعه خود را داخل تنگه مىكنند و آنوقت از سه سمت هم آنها كه كمين نمودهاند شليك مىكنند . مىنويسند همهء ژاندارم كشته [ شده ] دو عرابه توپ با مقدار زيادى تفنگ و هفتاد هزار يا كمتر فشنگ غارت بردند . يك صاحبمنصب سوئدى هم مجروح بعد تلف مىشود . اينك به سيلاخور و اطراف شهر حمله آوردهاند تا چه شود . براى چه اين كار مىشود براى اينكه رئيس ژاندارمرى بروجرد نمىدانم چه خبرى از طهران برايش مىرسد كه پست خانه و تلگرافخانه را ضبط و توقيف مىكند . در ميان مردم شهرت مىكند كه طهران برهم خورده و انتشارات غريب غير واقع مىدهند . الوار كه مستعد هم بودند اين هجوم را مىآورند . گويا حالا والى پشت كوه با دوازده هزار جمعيت آنجا به كمك رفته . اما مكتوبى هم من در روزنامه ديدم كه همه را تقصير نظام السلطنه مىگذارد كه در اين مدت تمام را مشغول دهات خود و ساختن قلاع در آنجاها بود . يك شاهى به سوار و سرباز جيره و مواجب نداده متصل سركردگان ايلات را آورده محرمانه قسم داده و پول گرفته و مرخص نموده . بيشتر اردو را هم جمعيت گرسنه خودش غارت كردند . اسم الوار بدنام شده . مكتوب خيلى مفصل و قابل اعتنا بود مدير روزنامه هم كاغذ را موثق مىداند .