تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4287

مساهمون:

ص٤٢٨٧
داريم . از كجاها رفتيد اگر اسم آنجاها را ميدانى بگو ؟ چشم . بعد از فكر ، نائين - كوهپايه - انارك - چهارده « 1 » - چند روز اينجا مانديم . اين راهها خوب آباد بود ؟ پدر ما درآمد . از گرما . از صحرا . از بىآبى . چادر داشتيد ؟ خودشان بله . ما نه . شب توى صحرا روز توى آفتاب گرم . خوب باز بگو ؟ يفرم پاشا با كاظم خان با ده بار پول قاين رفتند كه به چهارده خبر بدهند ارسها كجان . يك وقت چهارده خبر دادند دو هزار ارس به سر ما ريخت . ما رفتيم بشرويه آنجا برك خوب دارد . هاها چه خوب ، چه خوب ، شما مكه تشريف برديد ؟ نه بگو . يفرم پاشا و كاظم خان با پانزده سوار فرارى آمدند ، پنج نفرشون كشته شد آن‌وقت چه كرديد ؟ پولها را از شتر بار قاطر كردند . فوك صاحب با ما و شترها بشرويه مانديم . نادرواك با يعقوب صاحب يفرم پاشا و پولها دو منزل چپ رفتند . بعد گفتند مىروند افغونستان . ما مانديم از روسها خبر بدهيم . اين راه‌ها را كى بلد بود ؟ پانصد تومان پول بلد زيادتر دادند . اما چطور مىرفتيم ، يك وقت دو فرسخ مىرفتيم . بعد بر مىگشتيم چپ و راست مىرفتيم . انعام خيلى مىدادند زياد زياد . خوب باقى را بگو ؟ دو روز بعد به ما يواشكى خبر دادند كه پانصد نفر ارس ميان بشرويه [ است ] . از گون‌آباد « 2 » هم پيغام دادند دو هزار روس آمد . چهار ساعت از شب رفته كه فوك صاحب و يك اطروشى رفته بودند شام بخورند يك نفر آدم به التماس گرفتيم و همگى فرار كرديم . شما كه راه را بلد نبوديد چطور تا مشهد رفتيد ؟ اين آدم ما را برد پاى يك تپه . گفت پشت تپه را گرفته از بىراهه برويد ما همش شب آمديم . دو فرسخ بالاى جاده يا دو فرسخ پائين جاده گاهى در دهات براى آذوقه مىرفتيم زود فرار مىكرديم . هيجده روز آمديم تا مشهد . اسب و تفنگ را چه كرديد ؟ نزديك مشهد ميرزا باقر دو تفنگ سه تير داد دو تا ماديان گرفت آورد شهر فروخت ، پولش را هم به من نداد . مابقى چه شدند ؟ همه از هم تفرقه شديم . ما سه نفر به مشهد باهم آمديم . ديگر جرأت هم از دست روس نكرديم حال رفقا را بگيريم . بعد ماديان را فروختيم كه پولش را نداد . من فراش خانوادهء فرمانفرما شده طهران آمدم .
هامش
( 1 ) - منظور چهارده نزديك طبس است . ( 2 ) - ( - گناباد ) .