تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4291

مساهمون:

ص٤٢٩١
خوشكچال مرد زود فرار به رودبار كرد . يك نفر مأمور و چند قزاق ايرانى تنكابون آمده اكرم الملك هم جمعيت زيادى جمع كرده در خرم‌آباد است . معلوم نيست امير اسعد برود . از آن مسئله هم ديگر صحبتى نكرد . نمىدانم چه خيالى كرده بود . عيالش با بچه‌هايش رودبارند .

روسها در قزوين

از شهر كاغذجات رسيد . شيخ نوشته بود كشتى حامل پول و كاغذ ادارهء « لندن نيوز » مفقود شده منتظر روزنامه نباشيد . فرانسه آلمان را شكست فاحشى داده كه روزنامه‌هاى ما هم نتوانستند كتمان و انكار كنند . روسها پيش مىروند . براى هر فتح كوچك يا بزرگ آلمان پنجاه فوق العاده چاپ مىشود ، اما براى سايرين هيچ بلكه اغلب را در روزنامه‌ها نمىنويسند . كار داردانل سخت است . روس زياد قزوين آمده همدان گويا بروند .

نامهء عماد السلطنه

دستخط آقاى عماد السلطنه مختصر بود . نوشته بودند دولت ايران از روى اضطرار همراهى با روس و انگليس دارد . اما به واسطهء تمايل كلى ملت [ به آلمان ] نمىتواند علنى نمايد . وثوق الدوله آدم كاركنى است « مرتاريم » را به دولتين قبولاند . قانون مستغلات گذشت . دخانيات در بين است . پيشنهاد قرض داخلى را به مجلس داده در اين صورت پول زياد مىشود . كار من هنوز در ماليه معلوم نيست . اما جنگ به عقيدهء من كه تا حال هم تغيير نكرده هيچ‌يك از آنها مغلوب صرف نمىشوند ، الجاء صلح مىكنند . امروز هيچ دولتى قشون خود را از كرور و مليان كم نمىگويند . در صورتىكه سابقا با چهل هزار قشون مملكتى را فتح مىكردند ( مگر ايران ما كه براى دو تا سرباز آه مىكشد ) . به عقيدهء من پس از جنگ تمام ادارات دولتى به دست اروپائى خواهد افتاد ، چنانچه حرف زدن به زبان فارسى هم در آن ادارات متروك [ مى ] شود ، زيرا بلژيكها شش ماه است خارج شدند يك قدم مجلس و دولت در ماليه پيش نرفته . قشون انگليس گويا از بوشهر رفت . مخبر السلطنه « 1 » عزل شد به خواهش انگليس [ و ] نصرت السلطنه عموى شاه فرمانفرما شد .
هامش
( 1 ) - يعنى از حكومت فارس .