تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4254

مساهمون:

ص٤٢٥٤

وضع تبريز

اما اخبارات . عدل الممالك مىگفت روسها پس از آن‌كه عثمانيها آمدند از تبريز خارج شدند در صوفيان اقامت كردند عثمانيها بعد از تصرف شهر و پول گرفتن از مردم و با گلوله زدن اذان‌گو و غيره و غيره به تعاقب آنها رفتند . باز روسها صوفيان را تخليه كردند عثمانيها تصرف . روز ديگر به سر آنها تاختند و شكست فاحش دادند . متعاقب آمدند تبريز . حتى از اروميه و خوى و غيره هم عثمانى را خارج نموده‌اند .

وضع جنگ در اروپا

قلعهء « پرزميل » را در گالسى روسها تصرف كردند و تا نزديك جبال كراپات رفته‌اند ، اطريش تا آنجا عقب نشسته . مزه اينجا دارد اگر يك ده كوره را آلمان يا اطريش بگيرند پنجاه فوق العاده فورا چاپ و منتشر مىشود . اما از فتوحات روس يا فرانسه و انگليس كتمان مىكنند . حتى قلعهء به اين مستحكمى را كه روس گرفته ابدا فوق العاده چاپ نشد ، بلكه هيچ وقعى بدان نمىگذارند . همه با آلمان همراه هستند و حق هم دارند . اما به قلم و چاپ روزنامه يا فوق العاده جز توليد عداوت زيادترى نتيجه حاصل نيست .

ورود هرمز ميرزا به رشت

دوشنبه 26 - كاغذى از شيخ رسيد كه هرمز ميرزا وارد رشت شده . تاريخ كاغذ پانزدهم ماه بود خيلى دير رسيده . خود هرمز نوشته بود به قانون اين ولايت تا بعد از سيزده شوهر قمر الدوله مرا نگاه خواهد داشت . مال و آدم روانه كنيد از قزوين آنجا بيايم . با وجود يأس كاغذ نوشتم ابو القاسم با اسب سوارى و دو پياده زرنگ بروند . در بيرون اطاق خواب و غيره تهيه كرديم به آقاى اروپائى بد نگذرد . شنبه 29 - كاغذ مير آخور رسيد كه سرگدوك به هرمز ميرزا رسيدم . ميرزا اسحق موقع را غنيمت شمرده هرمز ميرزا را به قاطرسوارى خودش سوار كرده و آورده است . شب را هم شتر خان نگاه داشته بلكه به اين وسيله رفع تقصيرات نمايد .

ورود هرمز ميرزا به الموت

روز چهارشنبه 29 - صبح بهمن و تمام نوكرها را تا يارفى استقبال فرستادم . چهار ساعت و نيم از دسته گذشته هرمز را با شليك تفنگ و طمطراق فراوان وارد نمودند . من در چمن زير قلعه با ملكه بودم . روى ماهش را چهاربار بوسيدم . ملكه دسته گلى تعارف