تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4252

مساهمون:

ص٤٢٥٢
چه رسد به تاريخ . سيستم اين جنگ به كلى بر خلاف تمام جنگها بىسابقه است و سركردگان اين جنگ مشاهير سرداران سابق را طفل دبستان خود به شمار نمىآورند . آلات و ادوات ناريه و غير ناريهء اين جنگ هم چيزهاى تازهء شنيدنى است . سواى آن‌كه در روى زمين بهترين و سالم‌ترين جوانهاى مردم به كشتن مىرود در قعر آب و روى هوا هم متصل آدم‌كشى مىشود . آيروپلنها و زيپلنها در هوا ، مينها و سومارينها در قعر آب « مرغ هوا و ماهى دريا » را هم راحت نمىگذارند ، چه رسد به انسان . در تمام فرونت بر خلاف سابق تمام قشون در خندقها و مارپيچها منزل دارند كه هيچ ديده نمىشوند . به صداى يك شيپور يا علامت يك بيرق مثل اجانين سه كرور چهار كرور پنج كرور آدم از زمين مىجوشد و به روى زمين مىآيد و باز به همان علامت به زمين فرو مىروند ، كانه ديارى وجود نداشته . تمام اين خندقها به سيمهاى خاردار احاطه شده كه اغلب آن قوهء الكتريسيته دارد كه به مجرد تماس باعث هلاكت مىشود . سواى تفنگها و توپها و پليموتها كه در هر خندق هست تمام سرباز گرونادها و بمبهاى دستى دارند كه متصل به خندقهاى همديگر پرتاب مىكنند . آيروپلن و زيپلن‌ها متصل خندق‌ها ، شهرها و قصبات را بمبارده مىكنند . گاز خفه‌كننده هم مزيد بر همه گرديد كه به واسطهء تلمبه‌ها و جريان هوا به‌سمت خصم روانه مىكنند . از قرارى كه خواندم از هر قسم هلاكتى اين بدتر است . فاصلهء خندقها اغلب نزديك به‌هم است ، از سى ذرع و چهل ذرع تجاوز نمىكند كه باهم صحبت مىكنند . بارى اين‌چنين جنگى تا حال شنيده و ديده نشده . من چه قسم مىتوانم تفصيلات و جزئيات آن را بنويسم .

خريدهاى امير اسعد

پنجشنبه 15 ج 1 ، يازدهم حمل - هوا از چند روز به عيد مانده منقلب بود . از روز عيد الى حال متصل باران مىآيد . بهاره كارى نشده . ديدن رعايا تمام شد . كاغذى از امير اسعد رسيد كه عدل الممالك از روز عيد آمده شما چرا نيامديد . من هيچ مطلع نشده بودم . هوا بارانى نبود غنيمت شمرده سوار شدم . از شهرك كه مىگذشتم هوا گرفت و باران به شدت آمد . يك ساعت به غروب مانده خيس آب به حال فلاكت وارد عمارت امير شدم . تا روز 23 ما رنگ آفتاب را نديديم و هوا متصل باريد ، به‌طورى كه دو سه دفعه بيشتر از عمارت خارج نشديم . هنگامه‌اى بود . اكرم الملك با اين حال خوشكه‌چال رفت از آنجا توان . به هر شكل بود توان را هم در دو هزار و پانصد تومان از چنگ رعايا به درآوردند . در صورتىكه خدا شاهد است راضى نبودند . همه قسم در حضور