كابينهء ديگر
سه شنبه ششم يا هفتم - بار ما از شهر آمد . شيرينى و غيره رسيد . هنوز مركب كتاب من خشك نشده تغيير كابينه را بايد مجددا بنويسم . مستشار الدوله داخله - معاون الدوله خارجه - ذكاء الملك عدليه - مشار السلطنه ماليه - حكيم الملك علوم - نصر الملك پست و تلگراف - جنگ غير معلوم . كابينهء اولى ده روز كشيد .
ژاندارم روزى پنج ريال
افخم الدوله نوشته بود هرمز ميرزا پطروگراد پول خواسته . سيصد تومان از طلب او را فورا روانه كردم . حيدر قلى خان را اندج ناحيه فرستاده بودم ، بعضى را تنبيه كرده بود .
شيخ حسين ناخوش است شهر رفت . مأمورها را فرستادم رفتند . ژاندارم سواى تمام مخارج و عليق مال روزى پنج هزار ، آندو سوار روزى هفت هزار و پانصد گرفتند .
سى و پنج تومان و نيم بى جا و بىجهت پول دادم . سواى آنكه محمد قلى سوار حكومتى از اندج چندين ذرع طناب و افسار و شال كمر سرقت نموده ، هفت هشت تومان هم محرمانه گرفته بود .
فوت دختر نصير الدوله
جمعه نهم جمادى الاولى - عقيل از طهران آمد . لباس و پوتين و غيره براى زينب و بچهها آورد ، نو شدند . مشير الدوله رئيس الوزراء شده مشغول تعيين ساير وزراست . شاه به حاكم قزوين تلگراف سفارش كرده بود . جواب زده بود ، يك عده ژاندارم فرستادم .
لازم شود عدهء كافىتر هم مىفرستم ( كه عده ژاندارم همان دو نفر بود ) . بيچاره زهرا خانم صبيهء نصير الدوله پس از فراغت از حمل مريض و فوت مىشود . هيچ كس دماغ نداشت چيزى بنويسد . حقيقة حيف شد ، خوب خانمى بود . خدا به داد همشيره برسد .
فقط يك دختر ديگر دارد .
وسايل جنگ درين روزگار
من اگر از اوضاع اروپ و جنگ كمتر مىنويسم براى عدم وسيلهء اخبار است . ديگر اينكه وقايع اين جنگ بين المللى عالم سوز را كه صدمات مادى و معنوى آن به تمام ممالك روى زمين وارد شده و مىشود بايد همان مشاهير علما و دانشمندان ارپ و آمريك و آتاشههاى نظامى بنويسند ، زيرا نظير اين جنگ در افسانهها هم خوانده نشده