تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4255

مساهمون:

ص٤٢٥٥
كرد . نزديك ده سال است من او را نديده‌ام . بيروت و پاريس بود . فقط در اين مدت چهل روز طهران آمده است . در بيروت مدرسهء آنتورا ، در پاريس در مدرسهء فاكولتهء « دروا » و « سيانس پلتيك » درس خوانده و ديپلومه شده . فرانسه ، انگليسى ، عربى مىداند . علم ماليه و تجارت را تحصيل كرده . سياسى هم درس خوانده . خيلى آرام است و با ادب . از نوشيروان ميرزا پرسيدم گفت دو ماه به امتحانش مانده بود . سفارت و رئيس مدرسه صلاح نديدند بيايد . گفت خيلى ساكت و آرام است ، خوب تحصيل مىكند . سفارت و تمام محترمين روسيه مواظبت و احترامات مىكنند . ناهار اندرون آمديم . توصيف ميز ناهار مرا در رشت شنيده بود ، گفتم بله در الموت تازگى دارد . زينب را معرفى كردم و گفتم رو نگيرد .

خبر دو فوت

جمعه غرهء جمادى الثانيه - خبر رسيد كه حسنقلى بيك پس از چند روز ناخوشى وفات كرد ، خيلى مايه اندوه شد . بيچاره تازه صاحب زن و پسرى شده بود . تقى شورستان رفت . متعاقب خبر فوت شيخ حسين از شهر رسيد . خداوند هردو را رحمت كند . از وقتى كه رودبار رفتم الى حال چشم من درد مىكند و هرچه دوا مىريزم خوب نمىشود ، اين است مختصر مىكنم . باران از عيد الى حال متصل مىآيد . كمتر روز و شبى است كه باران نيايد . خرابى خيلى رسانيده .

سالار مفخم

چهارشنبه پنجم ج 2 - سالار مفخم پسر امير اسعد حاكم محال ثلاث از مران تا گرمارود پياده فرارا آمد ، آنجا قاطرى گرفته شبانه نزد امير اسعد رفت . سيد على اصغر طهرانى امروز متعاقب او آمد . مىگفت تنكابون خبرى نيست . فقط چند نفرى از طهران به كجور آمدند باعث جبن سالار شده فرار كرد . صدق مطلب را نگفت ناهار خورده رفتند .

ورزشكارى هرمز ميرزا

به واسطهء باران هرمز ميرزا نمىتواند سوار بشود با آن‌كه در اروپا بوده . ابو القاسم مىگفت خيلى در سوارى زرنگ است . ملكه و بهمن را خيلى توجه مىكند . با نوكرها بازى مىكند . سه ذرع و نيم جستن مىكند . از روى رضا بيك كه مرد بلند قدى است