بيمارى عباس
عباس زير گلويش ورم كرده تب دارد . خسرو وكيل مأمور فرستاده خير اللّه را دستگير كنند . او فرارا به شهر رفته است . مراجعت قاطرهاى مرا روانه خواهد كرد . از آقا مير هادى آنقدر هم كار ساخته نشد .
ميرزا صدرا طالقانى
شنبه 26 ، 22 حوت - اسمعيل را با قاطر مران فرستاده بودم كه اگر امير اسعد طبيب همراه دارد براى معالجهء عباس روانه كند . امروز ميرزا صدرا طالقانى كه او را خوب مىشناسم . آمد فقط « بزرك » طبابت كرد ، دوا همراه ندارد لخت آمده .
اكرم الملك
اكرم الملك پسر امير اسعد قلعه آمد . جوان است اما قد بلندى دارد ، موزر بسته بود .
امير مانده تا هوا خوب شود و حال آنكه خوب است . اما مىترسد . اينها رفتند رودبار .
مجازات نيست
سر و صورت و گردن عباس ورم كرده تب دارد . غنى از شهر آمد حكومت گفته است من آدم ندارم . با هزار ماجرا دو نفر ژاندارم گفتند بيايد . آنها هم به طهران نوشتهاند تا خبر چه برسد . اينطور مردم جرى مىشوند . مجازات نيست ، سياست نيست ، هر كارى بخواهند مىكنند . اشرار از بادشت طالقان رفتهاند عيالاتشان بادشت است .
سه شنبه 28 ع 2 - برف كمى آمد . دكتر مىگفت ديگر امير محال است بيايد . عباس تب نمىكند اما سر و صورت ورم دارد . عصر دو ژاندارم و دو نفر سوار حكومتى آمدند كه پس از تحقيق مقصرين را دستگير كنند . پس از چهل و چهار روز تظلم اين اقدام شد كه آنها پىكار خود تشريف بردهاند .
نامهء عماد السلطنه
كاغذى از آقاى عماد السلطنه داشتم . مرقوم داشته بودند قشون انگليس و فرانسه قلاع داردانل را بمبارده كردند ، قلعهء سد البحر را گرفتهاند . عثمانى پيشرفت نكرده ، روسها در پولاند شكست خوردهاند . اگر از سايرين به روس كمك نرسد از عهده بر نمىآيد . غلبه كلى از هيچ سمت معلوم نيست .