سالار حشمت استعفا داده ، اكراد تلگرافخانه متحصن شدهاند .
عسل الموت تعريفى است
گازرخانيها روزها خيابانسازى مىكنند . خيابانى كه سواره به قلعه مىآيد خوب تعمير و تسطيح شد . حالا خيابان زير قلعه را مشغول هستند . دانه دانه جريمهء خود را داده مىروند . عقيل طهران رفت . قدرى پنير و عسل روانه كردم . عسل الموت خيلى خيلى تعريفى است .
فديه
چهارشنبه 23 ع 2 - امير اسعد در مران منتظر است . اتفاقا بسيار مران جاى كثيفى است . اما تا يك لكه ابر در هوا باشد محال است حركت كند . اشرار را از استلهبر بيرون كردند . فعلا در بادشت هستند و ميان خود نزاع دارند . نفرى پنج تومان به نوكرها انعام دادم ، مقدارى هم گندم به على جان و على اكبر و شهباز و ديگران . آنچه گرفته مىشود به آنها مىرسد . در حقيقت فديهء خود را به اين مختصرى مىدهند . رضا بيك گازرخان رفته بود حكايت مضحكى مىكرد كه گفتم آدم حكومت هستم براى احقاق حق شما آمدم .
شكوفه باز شده يقينا سرما خواهد زد . امسال هم ميوه نخواهد بود . طهران در چلهء كوچك برف آمده . يخ گرفتند نعمتى شد . قزوين يخ گرفته نشده .
عيال امير اسعد - عبد اللّه خان يوشى
عصر عيال امير اسعد آمد . قلعه پياده شد چاى خورد . اين دختر ميرزا عبد اللّه خان يوشى سردار امجد است از همشيره مرحوم اميرزاده داماد ما . سردار امجد برادر ليلى خانم و عايشه خانم زن ناصر الدين شاه بود . اين دو خواهر را بر خلاف كيش اسلام شاه داشت و خيلى محبوبه بودند . سردار امجد صاحب خيلى مكنت شد . اما پسرش انتظام الدوله همه را در مدت قليل تمام كرد .
روسها و تبريز
روسها تبريز را از عثمانى گرفتند ، اما كيفيت جنگ را درست نمىدانم . مصارف جنگ دول در مشرق روزى هشت مليان و ششصد هزار تومان است ، در مغرب هم همين مبلغ ، در جاى ديگر يكصد و هشتاد و هفت مليان فرانك كه نود كرور ايران باشد مىنويسد .
روز به روز هم اين مبلغ اضافه مىشود .