تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4228

مساهمون:

ص٤٢٢٨
بشود حمل‌ونقل كرد و از مملكتى به مملكتى آورد . اما قلعه‌جات ليژ بمبارده شد با توپهاى يازده اينچى كه وزن گلولهء آن هفتصد و شصت پوند بود . در نامور و آنتورپ آلمانها با توپهاى 2 / 1 16 اينچى جنگ كردند كه گلولهء آنها به وزن يكهزار و ششصد پوند بود كه به موجب شكل نمرهء 3 ( در اينجا شكل ويرانه و خرابه‌اى را كشيده كه هيچ انسان تصور نمىكند روزى قلعه يا آبادى بوده ) قلعه‌جات آنجا را تل خرابه نمود . توپ حوت‌زر يازده اينچى را قبل از جنگ مىدانستيم ، لكن از شانزده اينچى ابدا كسى اطلاع نداشت و يازده اينچى را هم بدون آن‌كه زمين قيراندود محكمى باشد نمىتوان خالى كرد كه آلمانها همه‌جا در مقابل اين قلعه‌جات تهيهء آن را در ايام صلح نموده بودند . تيررس يازده اينچى هشت ميل انگليسى است . اين توپها در موقع حركت چهار قسمت مىشود كه هر قسمت آن از بيست الى بيست و پنج تون وزن دارد . توپهائى كه حاليه دائما در صحراهاى جنگ استعمال مىشود هشت اينچى است كه گلولهء آن زمين را به قدرى عميق مىكند كه يك واگن در آن عمق جاىگير مىشود . باز نوشته بود كه تمام فتوحات و پيشرفت آلمان به واسطهء دو قوه صورت گرفته يكى جاسوس دومى توپهاى حوت‌زر . جنگ دريائى مفصلى نشده مگر دو فقره كه انگليسها مىگويند فتح با ما [ بود ] و كشتيهاى آلمان را غرق كرديم . آلمانها اين فتح را نسبت به خودشان مىدهند . تقريبا انگليسها و فرانسه‌ها درياها را محصور نموده‌اند . تحت البحريهاى آلمان به جنبش درآمده به هر كشتى برسد غرق مىكند ، خواه جنگى باشد خواه غيرجنگى . درياها تمام مين‌پاشى شده . در اين ايام ماهى بالن بزرگى در انگليس به خاك افتاده بود كه مىگويند با مين مصادف شده . در اين جنگ « مرغ هوا و ماهى دريا » هم ايمن و آسوده نيست .

عزل آذرى - ايتاليائى رئيس ماليه

ميرزا احمد خان آذرى عزل شد طهران رفت . مسيو « اسپين‌لا » نامى ايتاليائى كه در گمرك و ماليه مدتى است مستخدم بوده به رياست آمده . فارسى مىداند . كمال الوزاره تصديق به حركات زشت بىقاعدهء ميرزا احمد خان داده است . حالا در طهران مىگويند محاكمه مىشود . از من بعضى اسناد خواسته بودند كه روانه كردم ، اما گمان نمىكنم دولت ما آنقدر عرضه داشته باشد كه مأمورين خود را محاكمه كند . اگر محاكمه بود ، پرسش بود ، آنها قادر به اين قبيل حركات نبودند . اطمينان دارند كه هرچه مىخواهند مىكنند . مدح و ثناى ما در روزنامه‌جات ايران نسبت به آلمان از نثر گذشته به نظم رسيده ، بعد از اين به كجا خواهد كشيد ؟