تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4225

مساهمون:

ص٤٢٢٥
از وكلا اعتبارنامه‌شان صحيح نيست . پول در ايران خصوصا طهران قحط شده .

مصر

انگليسها آنچه اصرار كردند عباس پاشا خديو به مصر برود حركت نكرد . به اين جهت حسين حلمى پاشا عموى مشار اليه را سلطان مصر نمودند و اعلان كردند مصر يكى از پروتكتورهاى انگليس است و خديويت آنجا هم مبدل به سلطنت شد تا جمال پاشا و قشونى كه از شبه جزيرهء سينا به آن سمت مىرود چه كنند . مقدرات مصر و سلطنت اين دو نفر بسته به فتوحات بعد خواهد بود . اما رفتن قشون شام از شبه جزيره سينا تا مصر خالى از اشكال نيست . انگليس حاليه پنجاه هزار قشون انگليس و استراليائى در مصر دارد و اطراف كانال سوئز را مستحكم نموده .

قواى آلمان - اطريش

آلمان را مىنويسند حاليه شش مليان قشون حاضر و يك مليان ذخيره دارد . اطريش سه مليان . توپ حوت‌زر هشت اينچى وزن گلوله‌اش چهل و پنج من است . يازده اينچ صد من . انگليس روزى يك مليان ليره مخارج قشون مىدهد و روز به روز زيادتر مىشود .

تصنيف الموتم الموتم

سه شنبه 25 - ديشب قريهء مشعل‌دار مهمان آقاى صدر الاسلام بوديم . كارگذار ، موثق ديوان ، سالار حشمت ، ميرزا ابراهيم خان بودند . خيلى خوش گذشت . ميرزا ابراهيم خان ( نوهء دخترى ملك آراى مرحوم است از حاجى حسنعلى خان پسر حاج نظر على حكيم‌باشى محمد شاه مبرور ) تار مىزد . آقا بهاء پسر حاجى سيد حسين فقيه محكمهء عدليه ضرب مىگرفت . يك سيد روضه خوان ديگر آواز مىخواند . بعد از شام « الموتم الموتم » شروع شد . گاهى سينه مىزدند به‌طور نوحه ، گاهى ساز مىزدند به‌طور تصنيف . « الموتم الموت . الموت هيزم توت . الموت الموت . الموت نان بلوط . الموت واحد يموت » . بارى پدر سوخته از هيزم توت و نان بلوط هم بدتر است . كارگذار و ميرزا ابراهيم خان خيلى چرس استعمال مىكنند . مثلا ديشب چهار قليان كامل چرس كشيدند و چقدر چيز بدى است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4225 | قهرمان ميرزا عين السلطنه