تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4123

مساهمون:

ص٤١٢٣
وكالت‌نامچه مىگيرد برود طهران . مأمورين ماليه جريمه قانونى دريافت مىكنند دفعهء اول صد پنج دفعه دوم صد ده . در روزنامه اعلان كرده بود . استقبال حاكم همه رفتند او نرفت . ديدن هم چند روز بعد رفت ، آن هم با يك تفرعن زياد . در ادارهء حكومتى و عدليه آدم گذاشته كنترول نموده است .

سالار حشمت - الموت و لشت‌نشا

چهارشنبه 22 رجب - عصر خانهء بشارت السلطنه رفتم . تازه باغى ساخته باغبان از طهران آورده . بسيار گل‌كارى و چمن‌كارى قشنگى كرده . امروز در قزوين اول باغ است . خيابانهاى شن ريخته دارد . اما بسيار بزرگ نيست باغ سرخانه است . سالار حشمت آمد . آدم حراف زرنگى است . سيد است اهل دولاب طهران . مىگفت الموت شما قرينهء لشت‌نشاى امين الدوله شده . يك ستون روزنامه الموت است يكى لشت و نشا . با اين همه تظلمات حكما بايد نايب الحكومه برود منتهى معتمد السلطنه خودش بهتر از همه مىداند كه آنجا خالصه و ملك شماست . فرمان شما را هم او مهر نموده است . سفارشات مىكنم بر خلاف مالكيت و ميل شما رفتار نكنند . من گفتم نايب الحكومهء شما را مفسدين آنجا نمىگذارند به حال خود باشد و اين‌همه خواستن نايب الحكومه فقط براى اخلال امر دهات من است و الّا الموت قابل اين‌كه يك نفر برود آن هم بدون مواجب نيست . به هرحال در حضور آقايان قول داد نايب الحكومه باعث اخلال نشود بلكه مقوى كار من باشد .

انتخابات آذربايجان

تبريز پنج شرط براى انتخاب وكيل تلگراف نموده و هيچ زير بار انتخاب وكيل نمىرود . زنجان انجمن انتخابات را بستند در كوچه و بازار فرياد كردند مشروطه براى چه چيز است ما تابع تبريز هستيم . آنجا اگر قبول كرد ما هم مىكنيم . شجاع الدوله نخواهد گذاشت . در زنجان بين سردار مؤيد برادر شجاع الدوله و جهانشاه خان گفتگوئى حاصل شده ، شجاع الدوله از تبريز قزاق روس و سوار زياد فرستاده . قونسل رضى خان را جواب كرده بود امروز هم بهانه از يمين خاقان گرفته عذر او را هم خواست . فقط موثق ديوان مانده آن دو نفر خوب منافعى در عهد اسنيكو كردند .