ملاقات معتمد السلطنه
جمعه 17 رجب - حاكم معتمد السلطنه در خانهء شيخ الاسلام منزل كرده ، چون سه اطاقى كه در تمام عمارات مفصلهء قزوين براى حاكم دارند خراب و ويران شده است . من با رئيس عدليه ديدن رفتم . كمال محبت را نمود . همه ما را مىشناسد . قديمى است .
كتابى جلويش بود باز كرده كاغذى به من نمود كه در طهران قبل از اينكه عنوان حكومت من بشود كسان سپهدار سؤال نمودند كه قريهء كلان الموت خالصه است يا اربابى . اين هم كاغذ لطفعلى خان فراشباشى سپهدار . من در ثبتها نگاه كردم گفتم خالصه است . ديگر دنبال اين سؤال و كاغذ نيامدند . معتمد السلطنه سالها مستوفى آذربايجان بود و از مستوفيان درجه اول ، تمام ثبتها را دارد ، يعنى از عهد پدرش قوام الدوله تا الى كنون . بعد من شمهاى از اوضاع ناگوار الموت گفتم ، اندكى هم از پيشكار ماليه . رئيس عدليه خيلى همراهى كرد .
سالار حشمت
بعد ديدن معاون حكومت رفتيم . سالار حشمت لقب دارد . از نوكرهاى شخصى خودش است . كامل است خيلى به نظر زرنگ و هوشيار آمد . بسيار هم متعارف « 1 » بود .
شأن كلمات فرانسه
چون در كشمرز و آتش انبار ژاندارمهاى پست بعضى تعديات نموده بودند خانهء حاجى خان ياور رفتم . چون اسامى فرانسه امروز شئوناتى در مملكت ما دارد حاجى خان [ را ] « ماژر » مىگويند . اگر ياور بگوئى بدش مىآيد . سابقا در قزاقخانه بوده ، آشناست .
تعهد كرد تحقيقات كند رفع تعدى بنمايد كه آخر الامر ننمود ( دو نفر شاهسون رعيت ما را بردند در مركز پست ژاندارم آنوقت اينها فارسى نمىدانستند صاحبمنصب تركى نمىدانست . هدايت خان مدعى مترجم شد در ترجمه سرقت را ثابت كرد مبلغى جرم دادند . )
نظميهء قانونى
رئيس نظميه سوئدى براى قزوين با يك عده پليس و صاحبمنصب از طهران آمده اسم رئيس ماژر بيورلينگ است . اول شهرى است پس از طهران كه نظميهء قانونى برقرار
هامش
( 1 ) - مقصودش اين است كه با تعارف بود ( ا . افشار ) .