تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4092

مساهمون:

ص٤٠٩٢

سرماسوختگى

يكشنبه هفتم جمادى الثانيه ، سيزدهم درجهء ثور - ديروز صبح تمام كوهها را مه غليظى گرفت هوا را به شدت سرد كرد . خصوصا نسيمى مىوزيد كه در زمستان سال گذشته همچو نسيم سردى ديده نشد . ما كه كرسى داشتيم نوكرها مجددا كرسى گذاشتند . عصر مه كم بود اما سرما زيادتر شد . امروز صبح كه برخاستيم آب يخ بسته بود و برگهاى گرد و پژمرده بود . آفتاب كه بلند شد كم‌كم برگها سياه شد و معلوم شد همه سوخته ، حتى توت مگر آنچه من‌بعد توت بدهد . از بالاها آدم آمد از زوارك به بالا به كلى سوخته . زوارك به پائين نااميد نيست شايد يك مقدار كمى بعضى از درختها گردو بياورند . كوه‌پايه‌ها كه همان برف و سرماى اول سوزانده بود . تقريبا هفت هشت هزار تومان به واسطهء اين ميوه‌جات به الموت ضرر وارد آمد . بيشتر بلكه تمام برنج كه الموتى به مصرف مىرساند بهاى گردو بود كه همه سوخت ، مگر اندكى باقى ماند . آنقدر سرما كرد برف آمد بىمزه‌گى كرد تا كار به انجام رسيد . ساير ميوه‌جات هم در زوارك بىآفت نيست اگرچه آنها چندان معتنابه نيست . امشب هم هوا سرد است نه به‌قدر ديشب بلكه شب گذشته زمستانى بود در چهل و سه روز از بهار گذشته .

كتابچهء الموت

جغرافياى الموت

به واسطهء بيكارى و اوقات‌تلخى مختصرى از الموت و اسامى دهات و جمعيت آن بنويسم ( اگرچه نقشهء ناقصى سابقا كشيده و در يكى از روزنامه‌ها گذاشته‌ام ) . رودخانهء شاهرود كه منبع آن از كوه البرز است با كمى اعوجاج كه قابل ذكر نيست از مشرق به مغرب جارى است . در بهار آب آن بسيار و در پائيز صد سنگ آب دارد . كف آن سنگلاخ و سراشيب كه در موقع طغيان آب عبور از آن غيرممكن است . اين رودخانه در شيركوه كه انتهاى خاك الموت است داخل شاهرود طالقان شده از رودبارات قزوين گذشته و همه‌جا آبهاى ديگر داخل آن شده در منجيل با سفيدرود كه از طارمات خمسه مىآيد و موسوم به قزل‌اوزن است ممزوج شده و تا داخل درياى خزر شود همه‌جا به همان سفيدرود موسوم است . در مصب آن و بالاتر صيد ماهى بسيار مىشود كه كمپانى ليازانف از دولت ايران سال‌هاست اجاره دارد و منافع كلى مىبرد . حالا ما اول دهاتى كه در كنار اين رودخانه الموت واقع است شرح مىدهيم و بعد دهات كوهپايه كه طرفين