تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4042

مساهمون:

ص٤٠٤٢
محمد على شاه تا دو ماه زبيل و كثافت و پشكل گوسفند و فضلهء بوقلمون و مرغ چهارده ساله بيرون بردند .

عيدى مردمان عادى

در خاتمه بايد دانست مرسوم عيدى و اين‌كه بزرگترها به كوچك‌ترها چه از اقوام و دوستان چه نوكر و كلفت بايد بدهند معمول همهء خانه‌ها بود و تقريبا يك تكليف بزرگى بود كه براى ندارهاى بارتبه و قبيله خيلى اسباب خجالت و مشقت بود . بعد از آن‌كه نوروز داخل محرم شد متروك گرديد ، گمان مىكنم حالا هم متروك يا اقلا خيلى كم شده باشد من كه در الموت جز به اهل خانه و كلفتهاى اندرون به كسى ندادم . آنچه نوشته شد مختص به سلام خاص و عام شاه بود . اما در خانه‌هاى زنها چه معمول بود كه مردها هم اگر سلام نرفته بودند يا از زمره تجار و كسبه و رعايا بودند از آن استثناء نداشتند .

هفت‌سين شاهانه

از نظارت‌خانهء شاه دو روز يا يك روز به عيد مانده براى خانه‌هاى نزديكان شاه از برادر ، خواهر ، عمه ، عمو هفت‌سين مىآوردند و آن عبارت بود از يك خوانچه كه تمام آن را با نى زينت داده بودند . خودنى را تمام زرورق زده كاغذهاى قرمز و زرد و سبز چسبانده بودند بيرقهاى كاغذى زياد بالاى آن رنگ به رنگ نصب نموده بودند . داخل خوانچه هم شش بشقاب بوريائى ميوه گذاشته بودند و همه را با چوب سوراخ كرده به هم وصل نموده بودند كه در موقع حمل‌ونقل ميوه‌ها به زمين نيفتد . دو خوانچهء ديگر هم از شيرينى يك خوانچه هم مثل خوانچه‌هاى پاى عقد با نى زرورق زده به شكلهاى قشنگ مختلف چيده بودند و آن‌وقت در آن فاصله‌ها انواع آجيلها و بعضى چيزهاى ديگر مثل اسپند و كندر و غيره گذاشته بودند . اينها را فراشهاى نظارت‌خانه مىآوردند و مبلغى هم انعام مرسومى داشتند مىگرفتند ، اما پول زياد ناظر به پاى دولت حساب مىكرد . ليكن تمام آنچه مىفرستاد همان صورت ظاهر بود كه زرورق زده سرخ و زرد و سبر نموده بودند و الّا هيچ خوردنى نبود . اينها را وسط طالار يا اطاق بزرگ آن خانه مىگذاشتند و تا سيزده عيد بود . به علاوهء اينها خود صاحب‌خانه هم شيرينى و ميوه داشت .