هجوم گدا
بيرون ارگ در دو سمت حوض به قدرى گدا مىايستاد تا از يك طرف نزديك سبزهميدان از طرف ديگر تا ميدان توپخانه و اينها ديگر كيسه است ، ميسه است نمىفهميدند . به آه و ناله مىگرفتند . اما اگر آدم پياده بود و بىاحتياطانه دست به جيب مىكرد به يك نفر چيزى بدهد سايرين هجوم آورده و آن آدم را لخت مىكردند ، كتك مىزدند ، پدرش را بيرون مىآوردند . محض همين كار كسى جرئت نداشت پياده باشد پول بدهد .
مردم به خانههاى خود مىرفتند ما منزل حضرت و الا مىرفتيم كه همشيرهها و اقوام جمع بودند از آنجا خانهء خود .
سلام عام فردا
فردا سلام عام بود در تخت مرمر . مىرفتيم شاه سلام مىنشست . امروز هم در سلام عيدى مىدادند . صف نظام و صاحبمنصبان فرنگى و ايرانى را ناظر مىداد . خوانين قاجار و ديگران را منشى الممالك . ته « قهوه سينى » هم نصيب و قسمت آن دو بود كه امروز بر خلاف تحويل اختيار با خودشان بود و ملاحظه را از دست نمىدادند . ليكن شاه محض صرفه خيلى دير امر به اين كار مىكرد و عيدىبگيرها هم محدود بودند نه مثل سلام تحويل .
تفصيل اين سلام را سابقا نوشتهام فقط فرق آن همان عيدى است . اين هم كه تمام شد افواج و نظام و قاجاريه مىرفتند ميان ميدان ارك دورتادور صف مىكشيدند جمعيت تماشاچى شهرى هم مجاز بود پشتسر نظام و پشتبامها هرجا ممكن بود براى تماشا جمع مىشدند .
پهلوانها - سلام سردر
شاه بعد از قدرى كه در باغ گلستان استراحت مىكرد با نايب السلطنه و عملهء خلوت و امين السلطان مىآمدند به عمارت يا بالاخانههاى سردر ارگ . بعد از موزيك سلام و شليك ، پهلوانها جلوى شاه ميل بازى مىكردند ، شنا مىرفتند ، كشتى مىگرفتند و شاه براى هركدام دو هزارى زرد از بالا به زمين مىريخت و آن پهلوان جمع مىكرد تا آخر .
فيلها را هم امروز چه در سلام تخت مرمر چه در ميدان فيلبانباشى آورده نگاه مىداشت .