تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4035

مساهمون:

ص٤٠٣٥

مخاطبين سلام

بعد از آن‌كه نظام كمى بىشأن شد من اغلب شمشير گرفته در جرگهء اين شاهزادگان بودم . پشت سر اين قوم شمشيربند كه اصطلاح آن‌وقت بود ساير شاهزادگان و خوانين قاجار در دو شاه‌نشين محلشان بود . روبه‌روى شاه مخاطب سلام منجم‌باشى ، نظام العلماء ، ايشيك آقاسىباشى ، مهردار ، منشى الممالك بودند . بلافاصله پشت سر آنها آن ميز طولانى بود تا آخر اطاق . ساير وزراى معزول يا منصوب كه عدهء آنها آن‌وقت خيلى زياد بود اغلب متفرق بودند . صف نظام سمت يمين اطاق ايستاده بودند يك سمت پياده‌نظام سمت ديگر توپخانه و قورخانه . ساير طبقات محل مخصوص نداشتند در اين شاه‌نشين‌ها بودند تا موقع سلام و عيدى برسد دسته‌دسته با وزير آن اداره به فرمان ايشيك آقاسىباشى براى گرفتن عيدى مىآمدند و آن وزير يكىيكى را معرفى مىكرد ، خواه شاه او را مىشناخت و مكرر ديده بود خواه نمىشناخت و هيچ نديده بود و به اغلب آنها شاه فرمايش مىفرمود : مهمل يا مستعمل بيشتر مضحكه و شوخى بود . مستوفيها لشكرنويسها و ايشيك آقاسيها تمام شال كلاه و جبه ترمه داشتند مگر ايشيك آقاسيها كه جبه آنها پارچهء قرمز بود . همه اين سه اداره هم به رسم قديم چاقچور ماهوت گلى مىپوشيدند . ايشيك آقاسيها تمام عصا در دست داشتند نظم و ترتيب و خدمات سلام با آنها بود . مخاطب سلام ايشيك آقاسىباشى ، مهردار ، ناظر منشى الممالك هم شال كلاه داشتند با جبهء ترمه . همين‌طور وزراى منصوب و معزول جبه ترمه داشتند . شاهزاده‌گان و خوانين قاجار سردارى ترمه قاجاره شمشير هم مىبستند ، اما شاهزادگان معمول نبود .

ورود شاه

نيم ساعت به موقع تحويل مانده شاه مىآمد با امين السلطان و عمله خلوت و خواجه‌سرايان . دم درب اطاق موزه ايشيك آقاسى « گچين » ملايم طولانى مىگفت كه حاضرين همه برخاسته هركس به جاى خود مىرفت . جلوى شاه حاجب الدوله بود . ايشيك آقاسىباشى و آجودان‌باشى نظام و توپخانه بودند ، حاجب الدوله و ايشيك آقاسىباشى عصاى جواهر كه از خزانه مىدادند در دست داشتند . شاه از ميان صف نظام مىگذشت . جيقه به كلاه داشت . شمشير مكلل جواهر بسته بود . بند شمشير الماس يا زمرد يا ياقوت بزرگ بزرگى بود . به سينه هم مثل لباسهاى قزاقى از دو طرف الماسهاى خيلى بزرگ داشت . غالب هم چكمه براق پا مىكرد . با يك غرور و تبخترى شاه راه