صاحبمنصبان ديگر تا درجهء سرتيپى سيم حاضر بودند پس از صرف چاى و شربت شب بود يا روز به اتفاق مىرفتيم به عمارت خورشيد كه وزارت جنگ و خانهء آقاى نايب السلطنه بود . در سر ساعت آقا بيرون آمده بعد از حال و احوالپرسى اجماعا با صاحبمنصبان پيادهنظام و غيره مىرفتيم به عمارت گلستان و اطاق موزه . اوايل كه چكمه معمول نظام نبود كفشهاى خودمان را مىداديم به يكى دو نفر شيپورچى كه براى كشيدن شيپور شليك توپ همراه داشتيم و از اين جهت خاطرهاى ما صاحبمنصبان توپخانه جمع و ابدا تشويشى نداشتيم . بعد از معمول شدن چكمه با همان مىرفتيم .
ساير مردم تا درب گلستان باز نشده بود هريك اگر اطاق و اداره در ارگ داشتند آنجا جمع مىشدند ، نداشتند يا داخل نبودند در اطاق حاجب الدوله كشيكچىباشى و ديگران جمع بودند تا در باز شود . آنوقت دستهدسته يا دانهدانه به اطاق موزه مىآمدند . اطاق موزه اطاق طولانى است كه در دو طرف شاهنشينهاى زيادى دارد . در آخر هم يك شاهنشين بزرگ كه تخت طاووس آنجا گذاشته شده و جلوى آن جل زردوز هندى كه با فيل لرد دفرين فرمانفرماى هندوستان براى ناصر الدين شاه فرستاده بود فرش است كه شاه فرمود اين جل از بس خوب زردوزى شده حيف است روى فيل باشد .
طالار موزه - كرهء جواهر
وسط اين طالار ميز طولانى گذاشته شده كه در روى آن تمام از چينيهاى قديم و گلدانهاى بزرگ كار فرنگستان مثل « سور » و غيره چيده شده . در شاهنشينها به سقف و ديوار تمام اسلحه قديم و بعضى چيزهاى ديگر نصب است و در تمام آنها قفسههاى چوبى شيشهدار به ديوار گذاشته شده كه در همه آنها جواهرات سواره و پياده گذاشته شده و در آخرى كه سمت يمين تخت است تمام شدّههاى مرواريد است كه چشم از ديدن آن همه جواهر و آن همه مرواريد خيره مىشود . در همينجا كرهء جواهر معروف است كه ميرزا غفار نجم الدوله دستورالعمل داد و من از اعتماد حضور مستوفى موزه شنيدم مىگفت دو من و نيم تبريز جواهر در آن نصب شده و خود كره از طلاست . باز او مىگفت اگر بخواهند از جواهرات موزه بيست همچو كره مىتوان ساخت . در اين قفسه باز كرهء مخملى است كه فاصله به فاصله شكافى دارد كه در تمام آن شكافها انگشتر گذاشته شده ، يك صف الماس يك صف ياقوت ، همينطور از ساير جواهرات . در تمام اين قفسهها آنچه جواهر پياده است در فنجانهاى بلور گذاشته شده كه بر صفاى آن خيلى افزوده . چهلچراغهاى فرمايشى بسياربسيار بزرگ و جارهاى زياد به تمام سقف و