تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4031

مساهمون:

ص٤٠٣١
نمىشود زن خواهم گرفت . » از اول خيابان تا آخر از اين مقوله صحبت مىدارند . زنهائى كه فالگوش ايستاده‌اند زير لب مىگويند مرده‌شور تركيب خودت و زنت را ببرد . خودت چه هستى كه اولادت باشد . بعضيها نيك‌وبد حرف مىزنند تا همه را نرنجانده باشند اين مطلب هم كه تمام شد به خانه‌ها رفته صحبت فالگوش را مىكنند و به خود نويد شوهر و زيارت مىدهند .

شب نوروز

شنبه 23 ربيع الثانى ، آخر حوت - چهار ساعت و چهل و نه دقيقه بالا به غروب مانده تحويل شمس به برج حمل بود . زينب هفت‌سين مفصلى درست كرده بود چراغها را هم روشن كردند . لباسهاى تازه طهران را هم پوشيده بودند . لباس ملاحى بهمن خيلى لخت بود ناچار لباس ديگرى كه زيور الملوك دوخته بود پوشيد . همه اطراف ميز هفت‌سين نشستند تا تحويل شد . من بلافاصله سوار شده امام‌زاده بالاروچ مشرف شدم . خاله زينب تداركى ديده بود آنجا رفتم . ملا يوسف ، ملا شعبان آمدند . هوا صاف و روشن و خوب بود . اسحق از شهر قزوين آمده بود . شيخ كاغذ مختصرى نوشته بود كه قونسل عوض شده ديگرى آمده اسمش را ننوشته بود . بعد هم نوشته بود برادرم ده تومان به اسم من قرض كرده پنج تومان هم در خانه بوده برداشته به سمت رشت رفته والده بىتابى مىكند ناچار امروز به سمت رشت مىروم كه او را مراجعت بدهم . ديگر مطلبى نداشت . نيم ساعت به غروب مانده قلعه آمدم . اسمعيل جلودار پشت‌بام را چراغان مفصلى كرده بود و آتش‌بازى را چيده بود . مقدارى چراغهاى حلبى داشتيم تازه هم اصغر مسگر درست كرده بود . پانزده دانه فانوس رنگ به رنگ هم از طهران آورده بودند . دوتا هم از سابق داشتيم سيم‌كشى كرده بود و خيلى خوب آنها را آويخته بود . زواركى از زن و مرد سليكانى ، نسائى همه در پشت‌بامهاى خودشان به تماشا آمده بودند . يك ساعت از شب رفته آتش‌بازى كردند . به فاصله هم تفنگ شليك مىكردند . بچه‌ها هم نارنجك به زمين مىزدند ، خيلى اسباب تماشاى اهل خانه و دهاتيها شد كه هيچ نديده بودند . عاليهء وركى كلفت ما چنان ترسيده بود كه از اطاق بيرون نمىآمد . يا هروقت سرى خارج مىكرد به محض آن‌كه موشك به هوا مىرفت سر را داخل كشيده مخفى مىشد . جشن حسابى بسيار خوبى گرفته شد و چراغها تا ساعت سه روشن بود و از دور و نزديك شكوهى داشت ( درست حال من مثل مهاجرين افريقا و استراليا مىماند كه زور زور محض سرگرمى همراهان و عمله‌جات خودشان تهيه و تدارك جشنى مىكنند كه نمونه ولايات خودشان باشد ) . بالاروچىها هم آمده بودند در پشتهء مقابل زوارك و