تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4007

مساهمون:

ص٤٠٠٧
آنها والدهء ملك‌آرا بود كه از اكراد نجيب چهريق آذربايجان بود . مىگفتند خود مرحوم ملك‌آرا هم انكار نداشت كه مادرش از نژاد خلفاى بنى اميه يا بنى عباس بود . تاج الدوله لقب داشت و اول پسرى آورد كه در طفوليت مرحوم شد اسم او عباس ميرزا بود كه بعد هم اين شاهزاده را عباس ميرزا اسم گذاردند و نايب السلطنه لقب دادند . اين زن و اين فرزند نزد شاه مبرور بسيار سوگلى بودند و گفتند شاه و حاج ميرزا آقاسى مايل بودند كه وليعهدى را به اين شاهزاده بدهند . مادر ناصر الدين شاه به اين زن و به اين پسر خيلى حسد مىبرد ، اما كارى از دستش ساخته نبود . زيرا در مقابل آن خانم تحت الشعاع بود . شاه مبرور كه فوت كرد موقع آن رسيد كه مهد عليا تلافى كند ، اين بود كه تاج الدوله نايب السلطنه را برداشته به حضرت معصومه فرار كرد و آنجا متحصن شد .

عباس ميرزا ملك‌آرا

ملك‌آرا يا نايب السلطنه آن‌وقت دوازده سيزده ساله بود . شاه به تخت سلطنت جلوس كرد . مهد عليا صاحب آن مقامات شد . حاجب الدوله را فرستادند قم تاج الدوله و نايب السلطنه را به عتبات عاليات روانه كند . اول تاج الدوله راضى نمىشد يعنى مىترسيد از قم خارج شود پسرش را نابينا يا تلف كنند . حاجب الدوله به هزار مشقت خانم را مطمئن كرد كه سوء قصدى نيست ، اما از شهر كه خارج شدند آنها را جستجو كرده جواهرات را گرفتند مگر قدر قليلى كه خوب مخفى كرده بودند . مدتها عباس ميرزا در بغداد توقف كرد . آنجا دختر شاهزاده محمد ولى ميرزا ابن خاقان را گرفت . مادرش همان‌جا وفات كرد . از دولت ايران مقررى نداشت ، اين جواهرات هم تمام شد .

ملك‌آرا در استانبول

شاهزاده مخفى و متنكرا به اسلامبول رفت . بعد از شرفيابى خدمت سلطان عبد العزيز مىفرمودند بيرون در راه پله آجودانى به من رسيد گفت سلطان مىفرمايند كار شما چه چيز است و براى چه كار آمديد . من جواب دادم عرض كنيد از گرسنگى . بعد از آن‌كه معلوم كردند كه من كار ديگرى ندارم تقصيرى هم نكرده‌ام آن‌وقت مرا مهمان كردند و همه‌جا به گردش بردند تا مدتى كه اسلامبول بودم بعد هم برايم مقررى معين كردند . بغداد آمدم همه ساله ماه به ماه مىگرفتم . اين رفتن من هم به اسلامبول به مشورت والى بغداد بود . شاهزاده آنجا خوب تحصيل كرد . فرانسه مىدانست ، زبان عربى و تركى اسلامبولى خوب تكلم مىكرد . ادبيات ايرانى و علومات عربى از فقه اصول تفسير و غيره و غيره كاملا آگاه بود . تقريبا ملك‌آراى مرحوم يك ملا و مجتهدى