دروغگوست ) جمع شده بود . جمعيت طهران از زن و مرد و بچه تمام در ميدان مشق ميدان توپخانه و اطراف آن بودند . شاه هم تشريف داشت . تمام دور طهران را سير كرد .
بعد يكى با چتر ( پراشوت ) ديگرى با بالون ( يعنى آيروپلان ) در جلوى شاه پائين آمدند .
آنها كه پول داده بودند با سايرين تفاوتى در تماشا نداشتند براى آنكه به هوا رفت و همه ديدند . يك عدد تعليمى خوب « بامبو » حضرت اقدس و الا براى من فرستاده بود . نزهت هم بعضى خوردهريز زنانه براى ملكه و زينب .
روز قتل خليفهء ثانى
بارى امروز روز قتل خليفهء ثانى است . سابقا در تمام بلاد ايران ديشب و امروز [ را ] جشن مىگرفتند عمركشان مىكردند . زنها و بچهها لباس قرمز پوشيده بزكهاى مفصل مىكردند حتى پيرزنها . در مدارس . . . روضهخوانها روضهء عمر مىخواندند . حتى بعضى از مردم نذر داشتند يا نذر مىكردند براى سلامتى اولاد خود كه تهيهء جشن كنند و روضهء عمر بخوانند . . . در اين يك شبانهروز بلكه تا آخر ماه اغلب مردم معاصى را مباح مىدانستند . . . اما در اين سنوات خيلى اين مسائل تخفيف يافته و كم شده . من در بيست و سه چهار سال قبل در قم بودم . در چندين نقطه از اول ماه تدارك عمركشان ديده مىشد . . . محض خاطر علما به جاى آلات طرب تشت و طاس و ظروف مس با چوب يا با دست مىزدند و اشعار يا بحر طويل مىخواندند . آنوقت عمر را آتش مىزدند . زنها كيل مىكشيدند . . . مردم از اين مجلس به آن مجلس ديگرى مىرفتند تا همه تمام شود . . .
از اين مطالب دروغ كه سلاطين صفويه و . . . آن عهد محض پيشرفت كار خود و غلبهء بر عثمانيها به مردم القاء نموده بودند كه تا يومنا هذا باقى است . . . در طهران به واسطهء قدغن دولت در مجامع عموم اين كارها را مرتكب نمىشدند اما در هرخانه از متمول و فقير عمرى درست مىكردند و آتش مىزدند . انواع معاصى را مردم از شرب مسكر و . . .
و قمار مرتكب بودند كه عيد عمر است و بايد به اى نحو امكان عيش و شادى كرد و گناه نخواهد داشت بلكه عبادت است . در مدارس . . . هم كارهاى عجيب غريب مىكردند .
در زنجان
من كه خمسه رفتم آخر ذيحجهء 1318 بود خوب است آنچه خودم ديدم بنويسم . از سيم و چهارم ماه ربيع الاول در مدرسه و مسجد مرحوم دارا كه اول مدرسه و مسجد بزرگ زنجان است طلاب جمع شده يكى را ميان خود شاه مىكردند ديگرى را اتابيك يا صدراعظم ، همينطور فراشباشى ، كشيكچىباشى و غيره و غيره ، جمعى هم فراش و