تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3998

مساهمون:

ص٣٩٩٨

فرستادن تنخواه و بارخانه

قريب چهارصد تومان هم به هرشكل بود تنخواه تهيه كرده و ارسال داشتم . مقدارى روغن براى موثق ديوان ، چهار من كشك و پنير براى رئيس عدليه ، بعضى چيزها هم براى خود شيخ روانه كردم . سه عدد پوست گرگ هم آورده بودند كه يكى از آنها خيلى قوى بود . آنها را هم فرستادم براى قونسل . دو عدد پوست سمور چندى قبل روانه كرده بودم .

حركات ظل السلطان

اسد اللّه ميرزا نوشته بود شاهزاده جلال الدوله با سفير انگليس شكار رفته بود در آنجا ناخوش مىشود . از شهر طبيب مىبرند آنچه مداوا مىكنند مفيد نمىشود و به درود زندگانى مىگويد . جلال الدوله پسر بزرگ و اولاد ارشد ظل السلطان است . در مجلّدات اول اين « مموار » شرح حركات زشت غيرقابل تحمل اين پدر و پسر را در به دو مشروطه داده‌ام آخر هم به وصال سلطنت يا اقلا نيابت سلطنت نرسيدند ، سهل است هردو تبعيد شدند و يك سال است جلال الدوله مرخص [ شده ] و به طهران آمده . ظل السلطان همان‌طور در فرنگ است .

دختران امير كبير

ناصر الدين شاه مرحوم دو دختر ميرزا تقى خان امير را كه هردو از خواهر بطنى و صلبى خودش عزت الدوله بودند به دو پسر خودش مظفر الدين شاه و ظل السلطان داد ( امير اولاد ذكور نداشت ) . اولى ام الخاقان بود كه بعد از محمد على شاه و عزت الدوله ثانى عيال فرمانفرما مطلقه شد در طهران ، پس از افتضاحات و هرزگيهاى زياد چند شوهر كرد بعد تائب شد . بعد از خلع محمد على شاه در عتبات عاليات مرحومه شد . دختر ديگر را نمىدانم چه اسم داشت « 1 » بعد از جلال الدوله و يك دختر كه عيال معين السلطان برادر حاجى مجد الدوله باشد در جوانى مرحومه شد .

دامادى جلال الدوله

ظل السلطان آن‌وقت كه صاحب ادارات و دو ثلث مملكت ايران بود محض پيشرفت كارش دختر مستوفى الممالك مرحوم همشيرهء مستوفى الممالك حاليه را براى جلال الدوله گرفت . عروس را فارس بردند كه جلال الدوله اسما حاكم آنجا و صاحب
هامش
( 1 ) - همدم الملوك . ( مسعود سالور )