تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3979

مساهمون:

ص٣٩٧٩
حاضرين به سمت بازار و كاروانسراها به تماشاى چراغان و اظهار محبت به عموم تشريف مىبردند . در اغلب تجارتخانه‌هاى بزرگ و مغازه‌هاى تجار ارمنى و زردشتى تهيهء شيرينى و شربت چاى شده بود كه در اغلب اين مواضع نايب السلطنه كمى نشسته چاى يا شيرينى خود و همراهان صرف مىكردند و در تمام اين مواضع پول زرد يا طاقه شال يا يك تكه اسباب ممتازى مثل ساعت و غيره براى آقا گذاشته بودند كه هرجا قيمتىتر بود تعريف و تمجيد آقا بيشتر بود . در تمام خيابانها و بازارها و كاروانسراها زن و مرد دسته‌دسته تا انتهى چراغان در گردش و تماشا بودند ، چه بسا اشخاص كه از اين تماشا و گردش نتيجه‌اى هم از خانمهاى خوب يا بد تحصيل كرده تا صبح مشغول عيش و عشرت بودند .

در ميدان توپخانه

صبح ششم لباس رسمى نظامى پوشيده يك سر به ميدان توپخانه مىرفتم ( بايد دانست عموم طبقات هريك كه ميل امتيازى از نشان و حمايل لقب و منصب داشتند در اين عيد و در نوروز سلطانى به وسيلهء ممكنه تحصيل مىكردند ) . نايب السلطنه و تمام صاحب‌منصبان نظامى در نقطه‌اى ايستاده تمام قشون حاضر ركاب هم دور ميدان صف كشيده بودند . موزيك مىزدند و به همه سرباز و توپچى و غيره شربت مىدادند . بعد از اتمام شربت در خيابان باب همايون يا الماسيه مقابل درب قورخانه صندلى براى شاه گذاشته و اعليحضرت از درب باب همايون بيرون آمده با عمله خلوت و امين السلطان و تمام قشون دفيله مىكرد .

شاه در اندرون

شاه اندرون مىرفت كه آنجا هم انيس الدولهء مرحومه مهمانى از خانمهاى شهر كرده بود و اعليحضرت محض اظهار مرحمت خانمها آنجا تشريف مىبردند و با همه شوخى مىكردند ، صحبت مىفرمودند ( انيس الدوله دختركى بود از قريهء امّامه نزد فروغ السلطنه جيران معروف كلفت . پس از فوت جيران شاه او را گرفت و از تمام زنهاى ديگر مقرب‌تر شد و در حقيقت ملكهء ايران بود . سياه‌چهره بود ، چاق و كلفت ، چندان وجاهت نداشت ليكن زنى بود عالى طبع سخى عاقل از هرجهت به ساير خانمهاى اندرون تفوق و برترى داشت . چنانچه خدا هم او را برترى داده بود ) .