يك زبان را حتما بخوانند كه هر جاى عالم بروند معطل نشوند . مثلا اگر ايرانى به چين يا فرنگستان برود به واسطهء دانستن آن زبان عمومى ديگر احتياج نداشته باشد ، هم چينى بداند هم آلمانى هم روسى . مذهب هم كه يكى مىشود ! گفتم اولى شايد در يك قرنى ممكن شود اما ثانى خيلى اشكال دارد اين همه مذاهب مختلفه را يكى كرد ، چنانچه هنوز از عمر اين مذهب شما هفتاد سال نگذشته و دو شعبه شده . عبد البها اول اختلاف مذهبى را از ميان طايفهء بابيه بردارد بهتر است كه نصف بهائى و نصف ازلى هستند ، اينجا جوابى نداشت بدهد . بعضى از قوانين كه ذكر شد دخلى به كتاب بيان ندارد بلكه از كتاب اقدس است ، و الّا ازليها چيز ديگر مىگويند . قرار شد يك مجلد كتاب اقدس هم براى من از شهر روانه كند .
پنجشنبه هشتم - فيشان به دعوت آقا سيد بزرگ رفتم . اسعد الحكماء بود ، شيخ حسين هم رسيد . سيد امسال خيلى ناخوش شده لاغر و ضعيف گرديده زن هم كه زياد دارد مزيد علت شده . شب مراجعت به منزل شد بعد از مدتها آسبازى كرديم و اتفاقا سه چهار تومانى با همه تقلبات نوكرها بردم . تقى و ابو القاسم همراه هستند .
كهرى - زالزالك
جمعه نهم 17 ميزان - ميرزا مسيح كه قهر كرده باغكلايه آمده اينجا ديدن آمد . امروز كه شكار خبر كرده بودم همراه بود . از باغكلايه سربالا شده تا جنگل اولان ، كهرىهاى ( زالزالك ) خوب اينجاها داشت . دو نفر دختر از چتان به سرقت كهرى آمده بودند مرا كه ديدند برخاسته و بهقدر پنجاه مرتبه سلام و تعظيم كردند . جمعيت زياد از دهات آمده بودند سرنا و دهل هم بود . اما آنچه ميان جنگل گرديدند گرازى ، خرسى پيدا نشد . بعد معلوم شد جمعيت قبل از ما بهطور بىنظمى رفته و گرازها فرار كردهاند . عصر مراجعت كردم باغكلايه . منزل ميرزا مسيح چاى و عصرانه صرف شد ، يك سوزنى و يك زيرجامهء ترمه با يك زوج پشتى قلابدوزى شيخ حسين از مال ميرزا اصغر آورد در هيجده تومان به تقويم اسد اللّه ميرزا خريدارى شد كه براى زينب سوغاتى ببرم .
ديشب غنى از شهر آمد . روزنامه و كاغذ آورده بود . امروز معلوم شد سه جا شام خورده اول خانهء شيخ حسين ، بعد خانهء ميرزا مسيح . يك شام مفصلى هم شورستان . از قلعه هم كه حركت كرده همهجا سر زده و كاغذ و سفارش براى شهر گرفته مراجعت از هريك هم دو قران انعام دريافت نموده .