تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3938

مساهمون:

ص٣٩٣٨
مانده شترخان وارد شديم . عمارت اسعد الحكماء اطاقهاى زمستانى خوب دارد . شب الحمد للّه خوش گذشت . چند نمره روزنامهء « نجم باختر » آورده بود تماشا كردم . مراجعت از آمريك كرده پس از سياحت شهرهاى آلمان و اطريش ، پاريس و گويا به مصر و عكّا برود . تمام اين روزنامه شرح مناقب و مفاخر و توصيف عبد البهاست . چنانچه نوشته بود در كنائس يهود اثبات ظهور حضرت مسيح را نمود ، در كليساى مسيحيان اثبات حضرت محمد ( ص ) را نمود . در مساجد ايران و عثمانى هم كه البته اثبات ظهور بهاء اللّه را به وجه اتم و اكمل نموده است ! عبد البهاء مىخواهد همه مردم را بهائى كند و زبان تمام اهل عالم را يكى كند و صلح عمومى را هم تشكيل بدهد . اين سه مقصد را دارد و با مقصد اخيرش جماعتى از اهل امريك و اروپ همراه هستند كه همينها را مىگويند بهائى شده‌اند . در صورتى كه اين جماعت مدتهاست اين عقيده را داشته‌اند و عبد البها براى پيشرفت كار خودش با آنها همراه شده .

رقص

دوشنبه 13 ميزان - ناهار را شترخان بودم عصر به سمت شورستان رفتم . - راه بغله بسيار بدى بود . اول بنا بود حسنقلى بيك انبار غله در شورستان بسازد كم‌كم انبار غله دو اطاق و يك ايوان عريض طويلى شده در نهايت خوبى . وارد عمارت جديد شديم و قرار شد سال ديگر انشاء اللّه يك اطاق براى آبدارخانه و يك مطبخ هم بسازد . جلوى اطاقها باغ و درختهاى گردوى كهن است . آب هم مىگذرد . شب موزيكانچيان شورستان مفصلا ساز زدند رقص كردند . مصطفى قلى با ريش انبوه سياه مثل مركب چارقد سر كرده تنبان قرمز پوشيده زنگ قاطر به دست گرفته رقص كرد كه تمام رقاصهاى عالم بايد به تماشاى آن بيايند . حسنقلى متصل شكوه از دست نوكرها داشت كه آنچه در انبار هست مشغول خوردن مىباشند .

اسعد الحكماء

سه‌شنبه و چهارشنبه را شورستان بودم . همه ديدن مىآمدند . اين عمارت خيلى محاسن پيدا كرد . اولا متصل اين ده و آن ده نمىروم . ثانيا مخارج از خودم هست ، به كسى تحميل نمىشود . حالا مرا به ميل مهمان كنند مسئله جداگانه‌اى است . اما باز شب اينجا مىآيم و خيلى راحت هستم . اسعد الحكما اينجا آمد خلوت شد . باز بعضى سؤالات كردم . . . . . . اسعد الحكماء مىگفت عبد البها مىخواهد يك زبان انتخاب كند كه همه مردم اين
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3938 | قهرمان ميرزا عين السلطنه