حورى و نوشته بود در اين چند ساله عروسى به اين دستگاه و به اين مفصلى كسى نكرده بود تقريبا هزار تومان داماد زيادتر خرج عروسى كرد .
اما روزنامهجات
سالار الدوله در كرمانشاهان به اردوى قزاق براى مذاكرات صلح رفته بود . مذاكرات چه بود . پذيرفته شد يا نشد . خبر عزيمت او را از اردو مىنويسند و باز معلوم نيست چه خيال دارد . ادارهء نظميهء طهران را به صاحبمنصبان جديد سوئدى واگذار مىكنند .
اسامى آنها از اين قرار است .
پليس
مسيو وستداهل رئيس كل تشكيلات اداره ، مسيو ارناس رئيس كل پليس آشكار ، مسيو پريدال رئيس تفتيش ( پليس مخفى ) . اصل مطلب در اينجا است كه اين همه از پليس طهران تعريف مىكردند حالا به قدرى در روزنامه تكذيب نوشته [ اند ] كه حد و اندازه ندارد . منجمله از دويست و هفتاد صاحبمنصب پنجاه نفر داوطلب شده كه خط و سواد فارسى بهقدر كفايت مىداند ( چون شرط استخدام يكى اين است ) ، از اين پنجاه نفر فقط ده نفر از عهده امتحان برآمده باقى را جواب كردند و از ششصد نفر پليس پانزده نفر صحيح المزاج و ممتحن انتخاب [ شده ] باقى را اخراج كردند . باوجود اينكه نهصد نفر پليس و تعدادى صاحبمنصب با صد نفر پليس سواره با مواجب كافى مىخواهند برقرار كنند مقررى آنها ده هزار تومان كمتر از اين عده پليس و صاحبمنصب حاليه شده است .
كميسريها - سمسارها
اسد اللّه ميرزا تعريفات از اين اداره و كميسريها مىكند كه عقل حيران مىشود كه به چه عناوين از مردم پول مىگرفتند و اسبابچينى مىكردند . مثلا يكى از كارهاى كميسريها اين بود كه پليس آنها در بازار سمسارى گردش مىكرده چشمش كه به يك سردارى ترمه ، چادر زرى ، تفنگ يا چيز مرغوب ديگرى مىافتاده فورا آن شىء را از سمسار گرفته و سمسار را كميسرى مىبرد كه مال دزدى است و برحسب اعلان ضامن آن را نشان بده . هرقدر اين سمسار التماس مىكرد و مىگفت اين سردارى را چهار سال قبل خريدم چاره نمىشد . سردارى ضبط و مبلغى هم جرم گرفته مىشد . به قدرى اين كار را تعقيب كردند كه سمسارها روى قفسه و اسبابها را با پارچه مستور نمودند تا چشم