پليس به اشياء نيفتد . بارى اميدواريم به حسن كفايت سوئديها اين اداره هم منظم شود « 1 » .
پنجشنبه 25 رمضان ، 5 درجه سنبله - مأمورين تمام در قلعه هستند . مثل لشكر ملخ قند ، چاى ، كاه ، علف ، انگور ، سيب ، گلابى هرچه هست و نيست تمام مىكنند . وركيها هم متصل تقى را فريب مىدهند امروز و فردا مىكنند بلكه اينها بروند و شرارت را از سر بگيرند . چون من اين مسئله را ملتفت شدهام تا مقدور هست و ممكن مىشود تحمل ضرر و مخارج فراوان را كرده نخواهم گذاشت بروند .
ملا رضى طالقانى كه دو سال قبل هم اينجا آمد و به واسطهء عميد الدوله و شعاع الدين ميرزا آشناست دو روز است از كركبود طالقان قلعه آمده مكتوبى هم از شريكه داشت كه مال يك ماه قبل بود . اين هم علاوه مهمانها شد .
وضع داخلى نويسنده
اسد اللّه ميرزا خوب شده ، اما روزه نيست مثل مرحوم پدرش از همهچيز سررشته دارد . شربت سيب خوب ، مرباى سيب اعلا درست كرد . شبها هم خورشهاى خوب طبخ مىكند . اما حالت اندرون ما به واسطهء كار زياد و اينكه شب و روز در تهيهء خوراك و غذاى ما بودند همگى ناخوش شدهاند . خالهء زينب طفل چندماهه سقط كرده ناخوش است . شاه زينب و حسنى و على محمد هم تب سختى مىكنند . سكينه آشپز هم چشمدرد گرفته ، تمام امورات ما پريشان است .
بنابر كاغذ شيخ ابراهيم شب 24 اسمعيل و ابراهيم با ولى بيك را با چهار قاطر شهر فرستادم حضرات را بياورند . كاغذجات مفصلى هم به طهران نوشته شد . تقريبا در قضيهء الموت و اصلاح با امير اسعد التيماتومى شد بلكه حضرت و الا قدرى طمع را كم كند .
صد تومان خرج بهمن
امروز عصر مكتوبى از شيخ رسيد كه مال نفرستيد . پشت گوش بهمن باز ماده كرده و قلع مرض نشده . نمىدانم چه بلائى ، چه زخمى است كه خوب نمىشود . تا حال هم صد تومان پول خرج نمودهاند . بقچه بقچه سوغاتى مىفرستند . امسال مشكل است با همه اين مخارج و حوالهجات حضرت و الا يك شاهى براى من بماند . هفتصد تومان پريشب به طهران فرستادم چهارصد براى عماد السلطنه و افخم الدوله ، سيصد براى خود حضرت
هامش
( 1 ) - در اينجا چهار صفحه را كندهاند .