تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3919

مساهمون:

ص٣٩١٩
اگر هم بايد پيچ‌بن را دست برداشت بايد با يك معاهده و قرارداد خيلىخيلى مستحكمى باشد ، اگرچه الآن تصاحب كرده و من بى خود وق‌وق مىكنم .

آيندهء آبادى

ابو القاسم با يك قزاق و يك غلام حكومتى آتان رفت . به‌قدر هشتصد تومان آنجا مطالبات دارم . همين آتان را اگر آن‌طور كه مىخواهم اصلاحى بشود آبادى كنم ، تخم و تقاوى بدهم سالى دويست خروار به من غله مىدهد . حاليه قوت پنجاه خانوار از دويست خانوار را نمىدهد . تمام زمين مزروع را چراگاه حشم كرده‌اند ، تمام مخروبه شده ، سالى دو ماه آمده و مىروند . زن و بچه آنها گرسنه بايد بماند . در تمام آتان پنج رأس گاوكارى موجود است . اين محصول جزئى را تمام با دست ، با سنگ ، با خر مىكوبند و همان‌قدر است تا رفتن تنكابون كفايت كند . اگر زمين به اختيار من باشد و من بهره ببرم كه اين‌طور نخواهد بود . البته نسق مىكنم ، تخم [ و ] تقاوى مىدهم ، رعيت سير ، خودم هم منافع مىبرم . اين شورستانى كه خراب شده بود به واسطهء يك سال توجه و دادن تخم و تقاوى الان سيصد چهارصد تومان به من بهرهء اربابى مىدهد ، سه‌كوت هم هست كه دوتا رعيت يكى من مىبرم ، اينها حقيقة در بعضى جهات خبط و لجاجت مىكنند ، الان از مايه افتاده‌اند ، ممكن نيست اينها قادر شوند كه از خود آبادى كنند ، جز آن‌كه بهره به من بدهند و من خرج كنم ملك آباد شود .

همه ناخوش

پنجشنبه يازدهم رمضان المبارك - نوكرها تمام ناخوش شده‌اند ، خودم هم تب كردم ، امروز روزه را خوردم ، شدت گرما تخفيف يافته اينجا فقط از پانزدهم سرطان تا پانزدهم اسد گرم است . به حساب دهاتى از اول رسيدن توت تا آخر آن . تقى و حيدر قلى خان و ساير مأمورين را از ورك خواستم تا رعايا جمع شوند و مشغول كوبيدن محصول . كلان براى ضبط خرمن آدم فرستادم امروز همه به سمت شترخان رفته‌اند .

حرفهاى امير اسعد

اسعد الحكما ديروز عصر از ميان‌رود آمد مىگفت امير اسعد تمام صحبتش از جنگ با سالار الدوله بود و چه شاهنامه‌ها مىخواند . در باب شما و الموت همه را قسم مىخورد از اول همراهى داشتم ، حالا هم دارم و متصل هم به اين پدرسوخته‌ها گفته‌ام دست از هرزگى بردارند . ملك پيچ‌بن را هم من به حدود معين خريده‌ام ، حالا فلانى