تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3901

مساهمون:

ص٣٩٠١
اتابك همين منازعه در طهران بود . در صورتى كه در قشون بلغار يك كلمه از اين جمعيتها نبود . روزى پانصد ششصد نفر از عثمانى به مرض و با تلف مىشد در قشون بلغار يك نفر و با نگرفت . پس در مسيحى بودن و مسلمان بودن اين توفيرات حاصل مىشود و الّا علت ندارد دولت سى ساله آنقدر بر دولت هفتصدساله برترى داشته باشد .

تقسيم غنائم

اما حكايت تقسيم غنائم و اراضى مسخّره . هر چهار دولت قشون خود را هنوز مرخص نكرده‌اند و در تمام پاىتختهاى آنها هيجان شديد ملى در كار است . لكن دول معظمه نمىگذارند جنگ بشود . چنانچه امپراطور روس به آنها تلگراف كرده و رئيس الوزراى هرچهار دولت را احضار پطرزبورق نموده و هرچهار دولت تمكين نموده و روانه مىكنند . از اين پيشرفت نژاد اسلاو و اين قدرت امپراطور روس نژاد ژرمن و امپراطور آلمان و اطريش بسيار ملول و مكدرند و دور نيست مقدونيه كه حالا ما بين نزاع يونان و بلغار واقع شده مثل آلبانى مستقل شود . از پادشاه آلبانى و آن حكايت اسعد پاشا هم ديگر ذكرى نبود . حاليه مشغول تحديد حدود آنجا هستند بدون دخالت يا رضايت دول متحاربه . اين اروپائيها يك وقتى باهم جنگ شديدى خواهند كرد ، اما آن‌وقت وقتى است كه ساير دول آسيائى و افريقائى تمام شده باشند و اراضى آن ممالك كلا قسمت شده باشد . و الّا تا تكه زمينى يا كوچك‌ترين دولتى در اين دو قسمت كره باقى است باهم نزاع نمىكنند . چنانچه الان ممانعت سخت دارند بين دول بالكان جنگ نشود . » ( پايان نامهء عماد السلطنه ) امير اسعد شبانه آمد از زوارك گذشت در پيچ‌بن توقف دارد و عمارت در ملك غير بنا مىكند . چهارشنبه يازدهم شعبان - بهمن همانطور تب مىكند امروز به حكم استخاره پشت گوشش را زالو انداختيم تا خدا چه خواهد . اوقات من بسيار تلخ است .

الواطهاى ورك

مقارن ظهر اسد اللّه ميرزا همشيره‌زاده كه قزوين آمده بود وارد شد كاغذجات شيخ مصرف نداشت . قونسل جديد قبل از رسيدن ابو القاسم طهران رفته ، قونسل قديم مشغول جمع‌آورى اسباب و عزيمت رشت است به هزار ماجرا و گويا تلگراف طهران قرار شد پنج سوار براى دستگيرى الواطهاى ورك بيايد . ابو القاسم ميرزا رئيس ايلات
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3901 | قهرمان ميرزا عين السلطنه