فرستادم او را آوردند . ديروز مىگفت دو خواهر دارم مثل شمر ، دلم مىخواهد يكى آنها را بگيرد و من كتك بزنم . اما اين حرفها را پيش من نمىزند ، كمرو است و خيلى دختر خوبى است . پاك و تميز و چيز نگاهدار . پول مىدهم جمع مىكند و حساب نگاه مىدارد .
در هرصورت ديگر نمىگذارم شهر برود با مديحه بازى مىكند و متوجه حالش هستم ( اين است هنوز اخلاق و رفتار ما ايرانيها ) . ميرزا عبد الوهاب آمده اما اين موقع كسى نمىتواند عروسى كند . هواى شهر گرم و محال است آدم بتواند تهيهء آسايش مهمانها را بكند . هنوز هم حرفى نزده . يك روز تجريش آمده بود من طهران بودم مراجعت بين راه ملاقات شد . با مجد الاشراف پياده شدند صحبت كردم . عجالتا كمرو و خجالتكش به نظر مىآيد . حورى خانم او را مىخورد و حورى يكى از زنهاى متمول خواهد شد . زيرا چيز جمعكن است ، اين هم چيزدار . البته به هرقسمى باشد پول درآورده و نگاه مىدارد .
تا ده سال ديگر يك ده در رشت خواهد خريد . دو سياهه لفا ايفاد شد .
ناصر الملك از پطرزبورق پاريس رفته كه از آنجا طهران بيايد ، ولى مشكل است .
مجلس را مىخواهند مفتوح نمايند . خزانهدار مىخواهد فرنگ برود ( روشن خانم آمد بيرون گفتم چه مىخواهى كه براى آقاجان و ملكه بنويسم يا سؤالات مكرر در آخر آرام گفت از شهر براى ملكه خانم كاغذى نوشتهام كه جواب نداده از او قهر كردهام ، بفرمائيد جبران كند ) .
اما اخبارات داخله : ناصر الملك كه يك سال و نيم است ماهى پانزده هزار تومان گرفته و پاريس تعيش مىكند . وثوق الدوله وزير خارجه در برلن مشغول عيش است ، مستوفى الممالك وزير جنگ در پاريس يا جاى ديگر . هيچ همچو اوضاعى كسى سراغ ندارد كه دولتى به اين اغتشاش ، نايب السلطنه و وزرايش همه در اروپا باشند . مثل اينكه مردم نذر كرده بودند ماهى فلان مبلغ به آنها داده بروند عيش كنند . وكلاى ملت ناصر الملك را كه مجرب و عاقل و عالم مىدانستند كه خود اشتباه بزرگى بود به اين مقام انتخاب كردند كه از وجودش ايران منتفع شود و تمتع حاصل كند نه آنكه برود پاريس .
كجا و در كدام مملكت نظير اين حكايت را نشان مىدهد . هيچكس هم نيست يك كلمه حرف بزند . جمعى از رجال و معتبرين در خانهء صمصام السلطنه جمع شده عريضه به هيئت وزراء مىدهند كه مجلس را چرا مفتوح نمىكنند . علاء السلطنه هم جواب مىدهد در فكر هستم و باز كميسيون مطالعه برقرار مىشود كه به قانون انتخابات كه جديدا نوشته شد ملاحظاتى نمايند در حقيقت سرگردانى مردم است تا چهارصد هزار ليره تمام شود .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3899
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٣٨٩٩