تمام آنچه را در جنگل و كوه برده پنهان نموده بودند مردم سرقت كردند يا تفريط شد .
امير اسعد خيلى متوحش است . بعضيها هم مىگويند سالار الدوله در طالش دولاب است و پيغام داده خاك تنكابون را به توبره مىكشم . شهرت دارد به پاداش فرارى كه امير اسعد كرده بود او را ملقب به لقب سردار مفخم نمودند و پسر دوازده سالهاش حاكم محال ثلاث را امير اسعد .
پشم الموت
مگسهاى من تا حال هشت بچه كرده تهيه كندو نكرده بودم . حالا بايد اين سمت آن سمت بفرستم . از تخم نوغان پارسال قدرى زينب گذاشت امسال خيلى زيادتر شده يعنى آمد كرده و بچه نموده است . همان پائين خانهء على محمد « 1 » است و آن مقدار كم كه اول گذاشتيم حالا پنجاه برابر شده كه از عهدهء برگ برنمىآئيم و باز هم بچه مىكند و زياد مىشود . از كجهاى پارسال مادر زينب مشغول بافتن دستمال و پارچه است كه براى حضرت و الا روانه كنم . پشمهاى گوسفندها را آوردهاند زينب متصل زنها را خبر مىكند بزنند روانهء همدان كنم قالى درست كنند . امسال خيلى پشم دارم . چند نفر هم اجرت داده مشغول ريسيدن هستند . پشم بهارهء اينجا من يك تومان است اما بعد از شستن نيم من مىشود . پائيزه گرانتر است براى آنكه كسر نمىكند و پاك است . تجارت پشم اينجا را هم طالقانى مىكند .
حشم الموت
امسال حشم الموتى در موقع رفتن عراق خيلى تلف شد . تتمه هم سمكولى « 2 » و آبله گرفتهاند . ثلث پارسال شير ندارند مگر يكى دو گله سالم مانده روغن خيلى گرانتر مىشود ( بر سبيل متعارف هريك من شير ميش چهار من روغن به سنگ شاه ، هفت من پنير ، سه من كشك مىدهد ) حالا بسته به سال و ميش و نيكوئى علف است . چهارده ميش تا بيست و دو و زيادتر ممكن است يك من شير بدهد . مال من امسال سيزده ميش نيم من شير داد و بسيار كم بود و اين به واسطهء مرض و بدى خود ميش بود .
هامش
( 1 ) - على محمد دائى اينجانب كه در سال 1307 شمسى در عنفوان جوانى فوت كرد . ( مسعود سالور )
( 2 ) - سمكولى - نوعى بيمارى گوسفند .