تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3886

مساهمون:

ص٣٨٨٦
زند از شهر مدافعه مىكردند توپ هم بوده الوار نتوانستند شهر را بگيرند . از شهر صرف‌نظر كرده سى و شش آبادى را غارت سه ده را آتش زده‌اند . دو روز است به طهران تلگراف شده ابدا جواب نيامده . بعد از رفتن لرها ميانهء حسن خان و اولاد شير على خان نزاع درگرفته دو طرف در شهر سنگر دارند . مصلحين در بين افتاده‌اند بلكه اصلاح بدهند كه اينجا اسباب غارت شهر را فراهم نكنيد . معاون حكومت ملاير كه حاليه به جاى حاكم است . حسين خان كه نزد مظفر نظام در فوج مخصوص طهران بود است كه مىشناسيد . زياده قربانت . » [ پايان نامهء افخم الدوله ]

شكر اللّه زنش را مجروح كرد

چهارشنبه 20 رجب - شكر اللّه كلانى سهوا يا عمدا زنش را با تپانچه مجروح كرده گلوله به لپ ضعيفه خورده از سمت ديگر بيرون آمده و به دست ضعيفه فرورفته . شكر اللّه فرار كرده . تقى و يك نفر را فرستادم تحقيقات كنند ، ميرزا مسيح و ملا يحيى آنجا بودند بسى حرفهاى لغو زده بودند . خواستم بفرستم آنها را دستگير كنند . باز محض اين‌كه عدل الممالك بيايد پشيمان شدم . اصلا اين مسيح و وركيها مردمان هرزهء لغوى هستند و منافق آن وقتى كه همه الموت فرياد مىكرد ما فلانى را نمىخواهيم ، اينها مىگفتند مىخواهيم . حالا كه همه مرا خواهانند آنها مىگويند نمىخواهيم و اسباب اغتشاش ساير جاها شده‌اند .

حكايت ماليات

سه سال است بيشتر من اينجا هستم . هر سال اينها در اين موقع يك اقدام سوئى ، يك اغتشاش بىمعنى فراهم كردند . سال اول حكايت گچ‌لات بود . پارسال حكايت گل‌زاده خواهر ميرزا مسيح . امسال حكايت ماليات و اين‌كه قانون نيست . ارباب ملك در ملك خودش بماند كه اصل بىقانونى است . من هم ديگر نمىخواهم تملق بگويم و الّا حاضر شده بودند من تقى را ديدن بفرستم او بيايد . هرقدر به رعيت تملق گفته شود جرىتر مىشود . مثل اينها كه روز اول من ناچار از تملق بودم حالا جرى شده‌اند . حوالهء ماليات را داده‌ام محض اتمام حجت گفتم ورك هم بردند . مطالبات مرا هم نداده‌اند .

امير اسعد

زن استاد نور اللّه از تنكابون آمده بود سفارش داده بودم آبليمو و آب نارنج بياورد آورده بود . مىگفت تفريط و سرقت مخلفه و اموال اهل تنكابون از غارت زيادتر شد .