تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3890

مساهمون:

ص٣٨٩٠
مريم خانم دختر فخر الملك مىخواهد شوهرى بكند و آن شوهر هم جوان است و خوشگل ، هم متشخص ، هم صاحب مكنت . چون خيلى بددماغ است هريك از اين هم‌شأن‌هايش كه در سوزوگداز افتاده‌اند به يكديگر چه‌ها مىگفتند . شب كه حضرت و الا فرستاد و تياتر را گرفت فوق‌العاده تمجيد كرد و گويا منتشر بشود تا اگر مريم خانم همچو شوهرى خداى نكرده كرد بداند قبل از وقت مسخره‌اش كرده‌اند .

مرض حصبه

مسئلهء آمدن مأمور از قونسل را حضرت و الا فرمودند عرض كردم صحيح و درست است . سردار ناصر بدون مقدمه از مرض حصبه به فاصلهء پنج روز فوت كرد . امروز حضرت و الا مىفرمودند كه آقا مردك خان آجودان حضور هم فوت كرده ( اين دو نفر از پيشخدمتهاى مقرب ناصر الدين شاه بودند . سردار ناصر برادر حاج مجد الدوله است . آجودان حضور دائى عزيز السلطان معروف بود . ناخوشى حصبه امسال در طهران خيلى شيوع داشت و كشتار زيادى كرد ) .

مأموريت عز الممالك

عز الممالك بدون كار معين صحيح از خزانه‌دارى مأمور كرمانشاه شد و ناچار بايد برود . ميرزا محمود خان پسر نصير الدوله به توسط سفارت روس و انگليس در خزانه‌دارى پذيرفته شد ، كار معتبرى ندارد در كابينه است . چون مواجب خزانه‌دارى نقد است هركسى آنجا را ترجيح مىدهد . محمود شوكت پاشا را در اسلامبول كشته‌اند خبر تلگرافى است عثمانى را تمام كرد و كشته شد . شب 16 رجب . » ( پايان نامهء ديگر عماد السلطنه )

محاصرهء ورك

دوشنبه 25 شهر رجب - وركيها به هرجا نوشتند آدم فرستادند كسى ظاهرا همراهى نكرد . متوسل گرماروديها شدند به من نوشتند من سخت جواب دادم . ملا يوسف ، ملا شعبان آمدند . گفتم اگر متعهد مىشويد امورات مرا با آنها تمام كنيد برويد بياوريد و الّا چه اصلاحى . آنها هم نرفتند براى آنكه از عهده‌شان برنمىآيد . حالا هم ورك تقريبا محاصره است . جز سمت پيچ‌بن جاى ديگر نمىتوانند حركت كنند . آدمهاى من همه‌جا مواظب هستند . خواستم بفرستم آسياهاى آنها را خراب كنند . مستشاران من مانع شدند .