نيست . يك گلدان هم « سيب لامه » آورده بودم اما آن ضايع شد . من به گل و گلكارى خيلى عشق دارم ، اما گلدانهاى « لاتانا » و « شماى رپس » و « فيكوس » و غيره و غيره مرا حاجى رمضان ضايع كرده بود و گردن ماشاء اللّه سرايدار مىگذاشت . در تابستان توى باد و آفتاب گذاشته آب هم نداده برگهاى آنها شكسته و خشك شده من هفت تومان قيمت يك گلدان « لاتانا » داده بودم بارى همه ضايع شده بود و اگر كالسكهء من جا داشت باز مقدارى از اين برگها كه براى زينت اطاق و روى ميز خوب است همراه آورده بودم .
ديدار با قنسول
شب غرهء صفر المظفر - اين چند روز همه را مردم ديدن مىآمدند . در حقيقت من حالا قزوينى شدهام و با مردم اين شهر ناچار از مراوده هستم براى آنكه سروكار داريم .
مقدارى عسل و كره از الموت آورده بودند براى جناب قونسل فرستادم . گفته بودند يك ساعت از شب رفته بيايند قونسلگرى كه به اتفاق به تماشاى « يولكا » برويم به زبان فرانسه « آربر دو نول » « 1 » . هوا سرد [ بود ] از صبح هم برف مىآمد . لباس پوشيده از فوكل و دستمالگردنهاى جديد طهران بسته در سر ساعت آنجا رسيدم . چند نفر از پسرهاى پناهندگان كه دعوت داشتند بودند و قونسل آنها را زودتر فرستاد . يك زوج پشتى قالى كه سوغات آورده بودم تقديم شد . خيلى اظهار ممنونيت كرد و مكرر گفت من راضى نبودم .
من جواب دادم مرسوم ما ايرانيها است سوغات بياوريم و قبول كرد .
طفرههاى قونسول
به اتفاق قونسل در كالسكه نشسته رفتيم . كالسكهء قونسل هميشه از مجد الاسلام است خودش كالسكه ندارد . در راه صحبت از سرقت اموال آقاى عماد السلطنه كردم .
جواب داد همان ساعت مىبايست به من خبر بدهد نه حالا . نزد من هم نيامد خودش اقدامات كرد و الّا من غرامت مىگرفتم مثل مال موثق ديوان . قونسل براى هرمطلبى قبلا جوابى تهيه كرده و بيشتر طفره است .
درخت يولكا
كلوپ صاحبمنصبان رژيمان دويست و پنجم شماخى خانههاى ميرزا حسين طبيب است . وسط اطاق بزرگ درخت « يولكا » را با چراغها و اسبابها گذاشته بودند . قدرى
هامش
( 1 ) .arbre de nouel .