تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3827

مساهمون:

ص٣٨٢٧
وزراء مىرسد . صمصام السلطنه مىگويد شاهزاده شما ديگر چرا متحصن شديد ؟ جواب مىگويد مرا شما روانهء سفارت كرديد . صمصام السلطنه مىگويد من ! من ! جواب مىدهد بلى ! بلى شما ! و رو به سايرين مىكند كه من شب خدمت رئيس الوزراء بودم فرمودند وقتى ايران منظم مىشود كه يك نفر شاهزاده و قاجار زنده نباشد . من صبح آن روز به سفارت رفتم . صمصام السلطنه مىگويد من شما را كه نگفتم . جواب مىدهد اين فرمايش شما استثنا نداشت . من هم شاهزاده بودم ، گفتم چون با شما بيشتر حشر دارم ، شايد اول شروع از من كنيد . بعد شوخى مىكنند .

شوخى با معاضد السلطنه

در بين شوخى معتضد السلطنه مىگويد از پول مواجب چهارده تومان باقى ماند دادم براى محمد على ميرزا . معاضد السلطنه كه آن‌وقت وزير پست و تلگراف بود با تعجب زياد مىگويد شما به اين واضحى در جمع وزراء مىگوئيد براى محمد على ميرزا پول دادم بردند ؟ معتضد مىگويد بله چه ضرر داشت ؟ معاضد السلطنه صدايش را بلند مىكند كه شما آنقدر جسور شده‌ايد كه باز هم مىگوئيد ؟ مىگويد بله پالتو نداشت سرد بود پول دادم پالتو بگيرد . معاضد السلطنه ديگر طاقت نمىآورد و مىگويد شما را بايد تنبيه كرد . آن‌وقت معتضد السلطنه قاه‌قاه خنده مىكند و مىگويد محمد على شاه محتاج چهارده تومان من نيست . براى پسرم محمد على ميرزا كه در فرنگستان است مىگويم . به قدرى خنده مىكنند كه حساب نداشت و معتضد السلطنه معفو مىشود .

معتضد السلطنه - ظهير السلطان

بارى معتضد السلطنه آدم شوخ بامزه‌اى است سالار معتضد پسرش هم حالا پيشخدمت شاه است و بامزه است . شاه هم به او بىميل نيست . اعليحضرت حاليه فرح‌آباد تشريف دارند دختر شاهزاده ظهير السلطان را هم برايش صيغه كرده‌اند . ظهير السلطان دائى تاج السلطنه است . زنهاى اينها همه خوشگل مىشود اما معيوب و حقيقة سزاوار نبود از همچو خانواده‌اى براى شاه زن بگيرند .

موثق الدوله

كار [ و ] بار موثق الدوله وزير دربار از تمام مردم بهتر است براى هيچ چيز يك شاهى پول نمىدهد . همه چيز آن از دربار است . مداخل زياد هم مىكند ، مواجب كلى هم دارد . شام ، ناهار ، اسب ، درشكه ، قليان ، چاى همه همه مفت است .