تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3818

مساهمون:

ص٣٨١٨
محمد حسين ميرزا شد و همه را برد ناهار بدهد . اندرون همشيره‌ها بودند با دخترهايشان . از ديدار هريك لذتها مىبرم . حاج عز الممالك از مسافرت مشهد مقدس مراجعت كرد رفتن و برگشتن با مجد الدوله بود ، از راه رشت و بادكوبه . افخم الدوله را معاون حكومت عراق كرده‌اند .

محتشم السلطنه و دو هزار تومان

فخر الملك قبل از محرم رفت . دو هزار تومان محتشم السلطنه تقديم گرفته بود از افخم الدوله سيصد تومان مىخواهد و افخم الدوله مىگويد چون كابينه شما متزلزل است من تمسك مىدهم قبول نمىكند . حكم صادر و در روزنامه هم نوشته بود اما به دست افخم الدوله نرسيده . محتشم السلطنه در اين وزارت خودش مبلغهاى گزاف دخل كرده . از صدر الممالك چهار هزار تومان گرفته حكومت طهران را داده قس عليهذا . حكام هم چون مسئوليت ماليات را ندارند مواجب هم بعلاوه مداخلها دريافت مىكنند خوب تقديم مىدهند . عصر خيابان گردش رفتيم . پول من تمام شده از تجارتخانهء طومانيانس قزوين اعتبار خواستم . دار التجارهء مركزى پول به من بدهد .

عز الممالك و ناصر الملك

از عز الممالك جويا شدم اسباب اين همه خرابى در اين مشروطهء ثانى كه شد . گفت اول ناصر الملك كه دستم بشكند كه رأى براى نيابت سلطنت او دادم ، بلكه خيلى هم كوشش كردم ديگران هم همراهى كنند و ما نمىدانستيم اين آدم محرمانه بعضى تعهدات به روس و انگليس كرده و آخر هم انجام داد . ثانى وثوق الدوله كه تمام وزراء به يك نحوى از ميدان وكلا درمىرفتند مگر اين آدم كه به قدرى مصر و بىحيا و نطاق بود كه به هيچ نحو از ميدان درنمىرفت تا حرف خود را به كرسى بنشاند و مقصود خود را انجام بدهد .

روضه

شب مسجد شيخ عبد الحسين روضه رفتم . رونق سابق را نداشت و روضه‌خوانى نسبت به سنوات گذشته يك‌پرده تنزل كرده . مردم فقير شده‌اند ، گرفتار شده‌اند . از قديم هم گفته‌اند « گريه دل خوش مىخواهد » . اما ديگر بالاى منبر مطالب سياسى و پلتيكى گفته نشد . پليس و ژاندارم همه‌جا هستند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3818 | قهرمان ميرزا عين السلطنه