تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3809

مساهمون:

ص٣٨٠٩
از ممالك ديگر و خطوط ديگر عبورومرور كاروان نمىشود . اين است كه انگليسها براى امنيت راه جنوب فرياد مىكنند و سايرين چون علاقه ندارند صبر و تحمل مىكنند . به علاوه تمام تجارت . روسها سالى يك مليان منات متجاوز باج از اين راه دريافت مىكنند . در صورتى كه تا قزوين را خود دولت ايران ساخته بود و حاليه هم خراب و نمىشود اطلاق راه شسه نمود . اسبهاى راه مفلوك است . جو كم مىدهند . مسافر زياد ، سورچيها متصل ناسزا مىگفتند . بهمن بهرام هم مثل ساير زردشتيها كارش خراب است و مشكل بتواند راه را نگاه داشت .

عين الممالك حاكم مازندران

تمام شب را راه رفتيم . هيچ‌جا مكث نكرديم مگر براى عوض كردن اسب . سر زدن آفتاب روز پنجشنبه 25 حصارك رسيديم . چاى صرف كرده حركت كرديم . سرد بود ، باد مىآمد . همه‌جا يخ بسته بود . پنج عدد سگ هم از حصارك همراه كالسكهء ما دوان‌دوان مىآمدند . در كلاك اسب گذاشته‌اند . ايستاديم كالسكهء ديگرى آنجا بود ، معلوم شد عين الممالك است از حكومت طهران معزول به حكومت مازندران مىرود . چون راه مازندران امنيت ندارد از اين راه گيلان مىرود . كشتى نشسته به مشهد سر پياده شود . يكى از همراهان جناب ايشان در اين سرما و آن آب يخ به عجله صورت خود را صابون مىزد كه خيلى اسباب حيرت ما شد . ليكن پس از ربع ساعتى تعجب ما زايل شد كه پشت كالسكه آمده بطرى كنياكى سركشيد .

عكس عباس افندى

شش ساعت از دسته گذشته شاه‌آباد رسيديم . اسبها رمق ندارند و خيلى آرام حركت مىكنند . باد مىآمد و سرد بود كمتر وقتى است كه اين نقطه باد نداشته باشد . باز چاى خورديم . عكس عباس افندى در صدر اطاق آويخته بود ، از وقتى كه مير علينقى كاشانى مدير اين راه بود تمام عمله‌جات را از بابيها گرفته بود . حاليه هم باز همانها هستند . به اين جهت است كه عكس عباس افندى در اطاقها است .

ورود به طهران

بالاى كوريجانى كه سابقا مهتر ما بود اينجا مشغول همان شغل بود . به سورچى سفارشاتى كرد ما را تندتر ببرد . دو ساعت زيادتر به غروب داشتيم كه وارد دروازهء طهران شديم . شكر بارى تعالى را بسيار بجا آوردم كه پس از سه سال و پانزده روز بالا صحيحا
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3809 | قهرمان ميرزا عين السلطنه