تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3770

مساهمون:

ص٣٧٧٠

حيدر قلى خان

چند روز است حيدر قلى خان از همدان آمده و من هيچ فرصت نكردم صحبتهاى او را بنويسم . اولا در مانيان كلنل ژاندارمرى او را گرفته تو دزد هستى . پس از آن‌كه تمام اسبابهاى او را تجسس كرده‌اند و او چند مكتوب از من و حضرت و الا نشان داده اسب و اسباب او را رد ، اما تفنگ و قطار فشنگ او را ضبط كرده‌اند . هرچه گفته است راه امن نيست من بىتفنگ نمىتوانم حركت كنم گوش نداده‌اند و همان شب به عزم قتل كلنل جمعى آمده بودند كلنل مسئله را فهميده به سمت قزوين حركت كرده و متصل از اين ژاندارمها مىكشند تفنگ آنها را مىبرند . اين كلنل هم آخر خودى به كشتن مىدهد و يك مرافعه درست مىشود .

وضع همدان

اما همدان مىگفت اميرنظام در كبود راهنگ نشسته مشغول گرفتن نقد و جنس بلوك حاجيلوست و رسيدگى به عرايض مردم . دو عرابهء توپ هم آنجا دارد با تفنگ و ذخيره زياد و به قدرى پول جمع كرده كه ديگر حد و حساب ندارد و از ترس بعدها خانهء امير افخم را هم از پول خود ساخت و تمام خرابى آن را مرمت كرد . اما امير افخم همان نهاوند است ، همدان نيامده . احتشام الدوله پسرش دمق [ همدان ] نشسته . او هم دهات خود را ضبط مىكند و ماليات مىگيرد . دولت هم اول دهات را ضبط كرد اما زدند مأمورها را بيرون كردند . اما دهات نايب السلطنه ناصر الملك تمام غارت شده و تمام محصول امسال آن را هم مردم بردند . عباس نامى حالا روى كار آمده باطنا با احتشام الدوله است دسته‌دسته سوار به دهات روانه مىكند محمد نامى هم رعيت شما غازياتانى سوارى دارد ، او هم مشغول است اما به ده شما كارى ندارد . شهر همدان را هم گفتند باز از طرف سالار الدوله مىآيند تصرف كنند . دزدى آدم‌كشى غارت در اطراف همدان ديگر اندازه ندارد .

كاوش تپه‌اى در همدان

پيش اميرنظام رفتم ، پيش احتشام الدوله رفتم . همه جوياى سلامتى شما شده از الموت پرسيدند . اميرنظام از يك تپه كه كاوش كرد قريب پنجاه هزار تومان چيزهاى نفيس قيمتى بيرون آورد . زن يپرم آمد رفت شورجه عكس آنجا را انداخت . از خاك آنجا براى قبر آن گوربه‌گورى مىبرد .