تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3758

مساهمون:

ص٣٧٥٨
قاضى هم عيد گرفته و رؤيت هلال چنان واضح و آشكار بود كه نتوانست انكار كند . سفير كبير ما چند روز است خوشكه‌چال وطن حقيقى خودش رفته امروز هم نيامد . تا مغرب مشغول پذيرائى بودم . تازه‌اى شنيده نشد مگر همان هنگامه تنكابون و سپاه جمع كردن امير اسعد كه در اين فصل قحطى آنجا انداخته .

ملا شعبان چرچى

شنبه نهم شهر شوال آخر سنبله است ، اما سرد نشده ملا شعبان چرچى گرمارودى از شهر آمد كاغذجات و روزنامه آورد . پانصد عدد سيگارت بسيار خوب هم هرمز ميرزا فرستاده بود . اما مكتوبات حاج افخم الدوله بعد از دستورالعمل در باب مهرماه خانم مىنويسد .

نامهء افخم الدوله

« طاعات مقبول و ماه رمضان به وجود مبارك خوش گذشته . هواى شمران براى روزه خوب است شبها هم آسوده هستم . ولنجك خدمت شعاع الدين ميرزا و دزآشوب منزل عز الممالك گاهى هم جمع هستيم . با شعاع الدين ميرزا ، عز الممالك ، لواء الدوله مصمم شرفيابى از راه شهرستانك بوديم « 1 » آخر اكثريت آراء چنين قرار گرفت كه انشاء اللّه بعد از رمضان همتى كرده شايد شرفياب شويم . چاكر بيشتر مصمم هستم كه انشاء اللّه بلكه بتوانم با هرمز شرفياب شده هرمز را از راه تنكابون روانهء فرنگستان كنم تا خداوند چه خواهد . شب نوزدهم است در بيدستان نشسته مشغول عريضه هستم . هرمز با كمال خجلت هيچ سوقات از بىپولى نياورده بود . در اينجا سيگارت قشنگى پيدا كرد پانصد عدد تقديم نموده است . تازه دو شب است كه هرمز از اصرار و ابرام كه به مدرسهء نظامى دارد قدرى پائين آمده و به وعده آن‌كه بعد از تكميل درس ماليه نظام بخواند راضى شده . خيلى سخت و مصر در نظام بود . چاكر هم هيچ ميل نداشتم ( من هم از الموت به گفتهء افخم الدوله شرحى نوشتم كه منصرف شود ) . سر اسطلخ و بيدستان خيلى قشنگ و مصفا شده واقعا جاى حضرت و الا خالى است . هروقت دور هم جمع هستيم جز ياد شما و آرزوى شرفيابى هيچ صحبتى نيست . از اخبارات بخواهم عرض كنم . سپهدار وارد تبريز ، مخير السلطنه به سمت فارس حركت كرد . فرمانفرما از كرمانشاه به سمت
هامش
( 1 ) - يعنى از طريق رفتن به قلهء توچال و سپس گذراندن درهء شهرستانك و رسيدن به لورا و پس از آن كنار آب كرج به سوى آزادبر و از آنجا از گردنهء اسطلك به طالقان و از طالقان به جانب الموت . ( ايرج افشار )