كردستان . يار محمد خان و مجاهدين ياغى شده آنجا را به تصرف خود درآورده تلگرافات سخت به وزراء كرده مجلس و عزل نايب السلطنه را و اين وزراء را مىخواهند .
سالار الدوله هم در اورامان است . هنوز معلوم نيست كه با فرمانفرما چه بكند . در طهران وزراء مشغول دخل خود هستند . وزير مختار روس با سى قزاق ايرانى بيست قزاق روسى صد قاطر بنه به سمت نور و كجور حركت كرد . چرچيل انگليسى هم مهمان است . سه هفته مسافرت طول مىكشد . امير اسعد هرچه كردند نه تبريز رفت نه طهران آمد . معتمد الدوله استعفا داد حالا گفتگو است كه اقتدار السلطنه پسر ديگر سپهدار را بفرستند . معتمد الدوله دختر مرحوم اتابيك عيال مرحوم اميرنظام را گرفت . خانمها الحمد للّه سلامت جز مرافعهء امامزاده رفتن ، مسجد رفتن ، چيز ديگر و حرف ديگرى ندارند . » ( پايان نامهء افخم الدوله )
دستخط آقاى عماد السلطنه
« شب 28 رمضان است تا روز 22 احوالم خوب بود و روزه اذيتى نداشت ، آنوقت به واسطهء سرماخوردگى و سينهدرد و تب در كمال سختى مىگذرد . وقايع را روزنامه فرستادم . آنچه در روزنامه نيست شورش عساكر دولت و مجاهدين است و تصرف كرمانشاهان . حالا مىگويند سالار الدوله هم با آنها يكى شده . اما اخبار غيررسمى است و حرف آنها اين است نايب السلطنه را نمىخواهيم ، مجلس هم بايد داير شود . ( اما در روزنامه نوشته است آقا سهو كرده ) . معتمد الدوله ديگر تنكابون نمىآيد ، گفتند اقتدار السلطنه رفته . ملكه جهان فخر تاج را خواسته بود با او مكه برود . معير الممالك او را به ادسا برد ، خرجى هم ملكه داده بود . معير هم گفتند امريك تشريف برد ( اين فخر تاج حكايتها دارد . اشعارى براى او گفتهاند كه خيلى طولانى است گويا به واسطهء دانستن زبان ملكه او را خواسته مترجم مخصوص باشد ) . چهارصد تومان را به حضرت و الا دادم قبض گرفتم . ديگر بعضى مطالب از صورت سياهه است . »
( پايان نامهء عماد السلطنه )
بژدرو
دوشنبه يازدهم شوال - امروز عصر اول سنبله است و همان ساعت هوا ابر ، چنان باد و طوفانى شد كه حد و حصر نداشت . اعلان خيلى خيلى مفصلى بود . بنا از شهر آمده مشغول سفيدكارى اطاقها و حياط است . روزى پنج هزار مزد سواى مخارج شام و ناهار و چاى . الموتيها متصل براى « بژدرو » تنكابون مىروند . عمله كم است و به زحمت فراهم