تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3749

مساهمون:

ص٣٧٤٩
آوردند ( آن غير مرحوم مظفر الدين شاه ناخوش بود محض رطوبت عمارت فوقانى حوض و حوض خانه را موقوف كردند ، ديگر مجال نكرده‌اند بگذارند ) وليعهد اعتضاد السلطنه ، نصرت السلطنه همراه شاه بودند . عين الدوله ، شعاع الدوله ، ركن الدوله ، عماد السلطنه ، معتمد الدوله ، عماد الدوله ، غلامحسين ميرزا پسر عميد الدوله ، سه پسر منحوس شعاع الدوله ، بهاء الدوله ، حشمت السلطان پسر ركن الدوله ، ظهير الدوله ، افخم الدوله . بعد از ناهار و گرفتن پنج هزارى ورود به منزل كرديم . ديشب رئيس الوزرا در سلطنت‌آباد مهمانى ميز داشت « 1 » ، خيلى مفصل صد و پنجاه نفر از فرنگى و ايرانى مهمان بودند . سيصد چهارصد نفر سواره « 2 » ساعت پنج آتش‌بازى كردند . هنوز كسى را نديده‌ام كه به تفصيل تعريف كند .

حقوق تومانى دو ريال

سالار الدوله با قشونى به كردستان ورود كرده و مشغول است . شيراز هم صولت الدوله مشغول است . از جاهاى ديگر خبر ندارم و گفتگو نيست . حقوق پارسال را به هزار زحمت تومانى دو ريال حواله دادند . صنيع السلطان مىگويد پول نيست . شايد انشاء اللّه وصول شود ( جناب مقتدر نظام از حضور مبارك حضرت اقدس و الا تشريف آوردند مختصرا مىگويد آب پاكى از حيث پول دست حضرت و الا ريختم و عرض كردم منتهى اين است كه بتوان آقا را راضى كرد كه ماهى سى و پنج تومان بچه‌ها را نگيرد ، و الا مخارج به قدرى دارند كه پول فرستادن از الموت محال است . حاليه هم اين حواله را خوب است نكول نمائيد ، خودم مفصل‌تر مىنويسم ) . مقتدر ديشب اينجا تشريف داشت صبح سه‌شنبه است عريضه هم نوشته است ، او مىگفت اهل خانه‌شان گفته‌اند مهرماه خانم به سمت قزوين حركت كرد . در هرصورت نوشتهء شيخ حاضر است . عجالة مقتدر زور آورده كه بس است و حركت كنيم لهذا عريضه را ختم مىكنم . هرمز حضور حضرت و الا است حكيم براى نوشيروان آمده گلويش درد مىكند مترجم است . » [ پايان نامهء افخم الدوله ]
هامش
( 1 ) - مهمانى ميز به معنى آنست كه شام روى ميز چيده بودند . ( مسعود سالور ) ( 2 ) . مجلس شب‌نشينى -Soiriee