علاوه پول سرباز و مقررى خودم درست معادل طلب او در شهر نزد طومانيانس داشتم .
يكهزار و صد و سى تومان اصل طلب او بود ، چهارصد و هفتاد و چهار تومان و شش هزار از مرابحه يا مال الاجاره آن شد . جمعا يكهزار و ششصد و چهار تومان و شش هزار پرداخته شد . للّه الحمد از زير بار اين يك فقره قرض نجات يافتم و دو دانگ خانه از بيع او خارج شد تا برسيم به طلب دكتر حيدر ميرزا ، چون مرابحهء پول او به عوض كرايهء خانه است چندان تشويشى ندارد . من روز اول از مقتدر دو هزار و يكصد و هفتاد تومان پول گرفتم و تاكنون پنج هزار و دويست تومان پول دادهام .
خودكشى ضياء الدوله
مطلب تازه كه مقتدر مىگفت حاجى محمد تقى بنكدار معروف باوجود چند زخم و گلولهء تفنگ و تپانچه نمرد و زنده است . ديگر اينكه امان اللّه ميرزا كه ضياء الدوله لقب گرفته بود و نايب الاياله و رئيس قشون تبريز بود پس از آمدن روسها و به دار كشيدن مردم بيچاره به قونسلگرى انگليس پناه برد . روسها در همان قونسلخانه او را استنطاق كردند و بعد پيغام دادند چه آنجا باشى ، چه فرار كنى مجازات شما دار است و البته مجازات خواهى شد . مشار اليه هم كه موت را حتمى ديد مكتوبى نوشت كه مرا به واسطهء خدمت به وطن محكوم به قتل كردند و بهتر ديدم خودم خودم را بكشم و تپانچه را به دهان خود گذاشته آتش داد و به عالم آخرت شتافت . خدا رحمتش كند . جوان با كمال آراستهء بسيار خوشگل خوشتركيبى بود . سالها در قزاقخانه خدمت كرد تا رئيس « اتا ماژور » شد .
لياخف او را خارج كرد . بعد استعفاد نمود وكيل مجلس سابق شد . در اين دوره گاهى معاون وزارت جنگ ، گاهى رئيس امنيه و آخر نايب الايالهء آذربايجان گرديد .
امشب يك نفر كمانچهكش ، يك ضربگير از تنكابون آمده بودند و قلعه تشريف داشتند . دو ساعتى ما را مشغول نمودند اما « كنسر » آن شب ما به مراتب از امشب بهتر و عالىتر بود .
گلكارى
مقتدر گلكارى جلو خان را تمام كرد . حالا براى وسط جلو خان از شهر بايد چراغى روانه كند كه شبها روشن كنيم ، مزيد شكوه و جلوهء جلو خان بشود . چيزىكه به هر دوى ما تفريح مىدهد قرقر و لندلند حسن است كه هرتپه گلى كه ساخته مىشود هزار اخم مىكند و پنج هزار ناسزا به مقتدر باطنا مىگويد ، براى خاطر آبپاشى آن . من از خدا مىخواستم مقتدر اينجا مىماند اما افسوس كه نمىتواند .