عماد الدوله سلامى در سنهء « جرتمئه » داده بودند داخل ادارهء نمك كردند و مقررى دادند .
حيدر خان عمو اوغلى
حيدر خان چراغ برقى معروف از آن پدرسوختهها ، تروريستها ، قاتل آقا سيد عبد اللّه كسى كه بمب براى شاه انداخت ، كسى كه صد نفر آدم كشته با صنيع الدوله دوست بود ، يعنى صنيع الدوله از او ملاحظه داشت . پانزده نفر از آدمهايش را داخل ادارهء نمك كرد ، خودش ماهى صد و پنجاه تومان ، هرنوكرش ماهى پانزده تومان و كار اين شخص اين بود اول هربرج آمده حقوق خود و نوكرهايش را بگيرد . من يك روز خانهء او رفتم صبح زود بود خواب بود . من ديدم هى از اطاقها بيرون آمده كنار جوى آب ، حوض آب صورت و دست خود را شستشو مىكنند تا بالاخره خودش بيرون آمد . من ديدم بهقدر شصت نفر اين مرد اجزاء دارد و فقط براى اين نگاه داشته كه هركار بخواهد از آدمكشى ، مال مردمخورى ، دزدى ، هرزگى ، بلوا و آشوب بكند نايب السلطنه را تهديد كرده بود و او چند روز از منزل بيرون نيامد و آخر الامر پيغام به وزراء داد تا حيدر خان توى شهر طهران است من از منزل خارج نمىشوم بلكه استعفا مىكنم . اين بود وزراء از يپرم خواهش كردند او حيدر خان را خواست قرار گذاشت موقتا برود . « 1 » آمد اداره كه شغلى لازم شده من دو ماه بروم خارج ، مواجب مرا و نوكرهايم را بدهيد . كى قدرت داشت بگويد ده دقيقهء ديگر . فورا حواله دادند گرفت و رفت . اينطور مقررى در ادارات مىدادند و باز هم روزبهروز علاوه مىشد اگر التيماتوم روس نرسيده بود .
غرق شدن قاطر
بارى در قلعه مشروبى باقى نمانده بود . مكارى تنوره شهر رفته بود ديشب انتظار مقدم شريف او را داشتيم نيامد . امروز بعد از ظهر باران شدت كرد سيل از همهجا جارى شد غروب بود . مقتدر ديدهبانى مىكرد كه مكارى چه وقت مىرسد . يك مرتبه پيرمردى رسيد گيوههايش را زير سرش گذاشته خوابيد و هاىهاى بناى گريه را گذاشت . من تصور كردم عارض است ، كتك خورده مجروح شده . هرچه سؤال مىكنم
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از جريان تبعيد شدن حيدر خان از تهران در زمان رياست نظميهء يفرم خان مراجعه شود به گزارش يفرم به مستشار الدوله وزير داخله كه آن را در مجلهء آينده سال 8 ( 1361 ) : 829 - 834 چاپ كردهام .
( ايرج افشار )