كلاه شمسيه
كلاه فرنگى كه مقتدر در سرگذاشته بود معلوم شد از اختراعات عثمانى است اسمش « شمسيّه » براى آفتاب از كتان سفيد درست كرده به سر مىگذارند و بد چيزى نيست . يك تولهء سفيد كوچكى هم مقتدر در راه از قرهچىها خريده براى ما آورد .
گوشهاى بلند پوزه و صورت درازى دارد . البرز دهن باز كند گوشهء لپش او را جا مىدهد .
اگر همينقدر بماند يا اندكى بزرگ شود بد نيست و با البرز خيلى متناسب خواهد بود ! اسمش فندق است اسباب مشغوليات ملكه شده ، پر هم اذيت مىكند . بالاى طاقچه مىگذارند ديگر قادر به آمدن پائين نيست .
اجزاء ادارات
وركيها دعوا كردند دو روز بود گرفتار آن بوديم ، آشتى كردند ، اما خير ، رشته سر درازهائى دارد . « 1 » مقتدر امروز از ادارات مىگفت قريب شش هزار نفر اجزاء اين چند اداره از عدليه ، ماليه ، داخله ، خارجه ، نظام بود كه در ارگ و حوالى ارگ مسكن داشتند . زنگ مرخصى ظهر عدليه را كه مىزدند مثل يك روز بلوائى شورشى آن جمع از ادارات خارج شده براى ناهار مىرفتند . عصر قريب هزار درشكهء كرايه درب ارگ حاضر بود به محض صداى زنگ هجوم مىآورند دوسيهها زير بغل ، عينكها به چشم ، عصاها به دست ، عباها به دوش پياده و سواره رو به خيابان لالهزار . به همين اندازه هم زن و مردمان متفرقه آنجا بودند و كارشان هم اين بود زنها را تا سر خيابان برده برسانند . از آنجا دنبال يك جمع زن ديگر افتاده تا پائين خيابان بياورند . توى مغازهها رفته تختخواب ، اسباب روشورى ، ميز ، صندلى بخرند . در كافهها هم محض رفع خستگى دمى استراحت كرده چاى ، بستنى و مشروبات بخورند . تمام صحبت هم از اينها گذشته حقوق بود كه به هم رسيده . مىگفتند الحمد للّه شما حقوق اين برج را گرفتيد ، يا ديگرى مىگفت ادارهء شما پول دارد مثل ادارهء ما نيست كه دو ماه به دو ماه پول نرسد . حقوق من اين مبلغ است حقوق شما چيست . رئيس شما خوب حقوق مىدهد مال ما در فكر نيست . دو ساعت از شب رفته كمكم متفرق مىشدند تا فردا عصر .
حاليه خيلىخيلى از اجزاء ادارات را كم كردهاند ، يعنى براى حقوق درماندند و خيليها رفتند . جمعى را هم بيرون كردند . دو برابر ماليهء ايران براى حقوق اين اشخاص كم بود و به جائى نمىرسيد . مثلا وقتى كه ادارهء نمك داير شد هركس به صنيع الدوله و
هامش
( 1 ) - از اصطلاحات صدر السلطنه .