رقعهء حاج افخم الدوله
« بعد از مطالب شخصى . بعد از كشته شدن مسيو يفرم كه نعش او را در طهران با اوضاعى حركت دادند خير صحيح نداريم كه جنگ و فتح و شكست نصيب كى شد . دو سه روز هم هست كابينه متزلزل است . قوام السلطنه را نايب السلطنه و صمصام السلطنه رئيس الوزراء مىخواهند از كابينه خارج كنند . سردار اسعد ميل ندارد . وثوق الدوله و حكيم الملك هم استعفا كردند لكن قبول نشد . عجالة ديروز محلى جمع بودند نتيجه معلوم نشده است . نايب السلطنه در چال هرز است . تأخير در حركتشان مىگويند جهت اين است اولا كابينه برقرار شود ، ثانيا مسلمين هندوستان از جهت بىحرمتى به حضرت رضا عليه السلام به دولت انگليس سخت گفتهاند . آنها به روسها ايرادات كردهاند روسها به نايب السلطنه سخت گرفتهاند كه بنويسيد ما خواهش كرديم ( از ركن الدوله نوشته دارند ) به تصويب ما بوده است تا مانع از رفتن شما نشويم . به قول ديگر مىگويند روسها مىخواهند پذيرائى كنند و بايد صبر كنند تا تدارك ديده شود . صولت الدوله با ضيغم الدوله جنگ سختى كردند . صولت الدوله شكست خورد . پس از آن صولت الدوله در ميان ايل رفته نطقها كرد كه ضيغم الدوله نوكر بختياريهاست و شما را مىخواهد مطيع و نوكر بختياريها كند ، ايل همقسم شدند و معاودت كرده جنگ نموده ضيغم الدوله شكست خورده و متوارى شده . قوام الملك هم كه حامى ضيغم الدوله بود از ترس فرار نمود . صولت الدوله هشت فرسنگى شيراز است . در كرمان هم بلوچ و غيره بر امير اعظم شوريده . امير اعظم به قونسلگرى انگليس پناه برده و به همراهى انگليسها جمعيتى جمع كرده فتح و شكست نامعلوم است . ركن الدوله را در بين راه خراسان دزد زده سه گارى اسباب او را بردهاند دو نفر آدمش كشته شده . آقاى عماد السلطنه باز خيال فرنگ دارند هرچه مىكنم مبدل به مسافرت الموت نمايد نمىشود . » ( پايان نامهء افخم الدوله )
كاغذجات شيخ تمام مطالبش شخصى بود و متعلق به افراسياب خان كه همهجا كار خودش را درست كرده وقتى كه مىخواست حركت به سمت رودبار كند از طرف قونسلگرى ممانعت شد مقيم قزوين شد . قونسل شعرى كه شما نوشته بوديد از قول افراسياب خان خوانده كه هنوز مضمون شعرهاى تو يادم نرفته .
شود كوه آهن چو درياى آب * اگر بشنود نام افراسياب
تفصيل قتل يفرم
اما روزنامهجات قتل مسيو يفرم را اينطور نوشته بود : تفصيل كشته شدن سردار