تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3200

مساهمون:

ص٣٢٠٠

نوكر خوب

ميرزا يحيى بعد از آن‌كه تمام نوكرها را چاق كرد خودش ناخوش شد بسيار سخت . تمام سروكله‌اش جوش و ورم كرده ، امروز با حسنقلى هيزم‌كش ما به شهر رفت . ليكن گمان نمىكنم مراجعت كند . طهران خواهد رفت . اگر پنج نفر از نوكرهاى من مىرفتند راضىتر بودم تا اين يك نفر ، زيرا به قدر ده نفر كار مرا مىكرد . قرقر هم نداشت و هيچ وقت صداى نحس نجس مرا بيرون نمىآورد . چنان طبيعت مرا به دست داشت كه خودم ندارم . كار آبدارخانه و اطاق و لباس و همه چيز من از اين به بعد مغشوش است . من هيچ نوكرى نديدم نگفته كار خودش را بكند مگر ميرزا يحيى . در نوكرى برعكس همه نوكرها تكبر هم نداشت . ذره‌اى هم در اين مدت من دزدى و خيانت از او نديدم . خبر دارم شبها بىشام خوابيد اما از پول من كه پيشش بود برنداشت شام بگيرد . اين قبيل نوكرها در ايران ما حكم كيميا و عنقا را دارد .

تنبيه ملا شمسعلى

جمعه 25 - باز ديروز من تب كردم و تا نصف شب تب باقى بود . گمان مىكنم اين انحراف مزاج من فقط بواسطهء راه نرفتن است . براى اين‌كه در طهران خيلى راه مىرفتم . امروز روزه نيستم قدرى دوا خوردم ، خيلى ضعيف شده‌ام . سيد بزرگ هنوز به قلعه نيامده . اين مجلسى كه خيال داشتيم در ماه شعبان بشود تاكنون منعقد نشده . اجارات سال گذشته تمام وصول شده . اما به اجارهء امسال هنوز شروع نكرده‌ام تا آن مجلس بشود ، بلكه زياد كنم . ملا شمسعلى دزدك سرى يك نفر از آن مفسدها بود . چون خط خوبى دارد تمام عريضه‌جات را او مىنوشت ، پريروز دستگير [ شد ] . تنبيه كاملى همان جا كردند . ميرزا اسحق ضامن شده رفت . روح الله هم از مجلس ما فرار كرد براى آنكه كند و زنجير را موقوف داشته‌ام . موقع به دست آورد ، بايد تنكابون باشد . ما را از زحمت نگاهدارى خودش خلاص كرد . الموتيها خيلى انديشه داشتند پس از آن‌كه من مسلط شدم انتقام شديدى از آنها بكشم ، حالا كه مىبينند انتقام نكشيده سهل است مهربانى و تلطف هم مىكنم چيزى نمانده دور من بگردند . من هم اين همه صدمه و زحمت و ناملايمات را بر خودم براى همين مسئله هموار كردم و طالب اين كار از اول بودم كه اميدوارم اگر بدائى حاصل نشود به مقصود نايل شده باشم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3200 | قهرمان ميرزا عين السلطنه